خانه / گفتگوی ادیان / همگرایی ادیان با تکیه بر بن‌پایه‌های مشترک؛ رمز دست یابی به صلح پایدار

همگرایی ادیان با تکیه بر بن‌پایه‌های مشترک؛ رمز دست یابی به صلح پایدار

موبد پدرام سروش پور

 مقدمه

ادیان الهی هدیه‌ای است از سوی آفریدگار یکتا برای راهنمایی بشر و پیامبران، آموزگاران آموزه‌های آسمانی و راهنمایان انسان‌ها به سوی حقیقت احد و واحد بوده‌اند. اما باید پذیرفت که پیروان ادیان همواره در درک و انتقال صحیح آموزه‌های پیامبران تمام و کمال عمل نکرده‌ و در طول تاریخِ ادیان، گاه از آموزه‌های راستین پیامبرانشان فاصله گرفته‌اند. جنگ‌ها و خشونت‌هایی که به نام دین صورت گرفته و می‌گیرد، یکی از پیامدهای این امر نامبارک است. اگر پیروان ادیان الهی این واقعیت را پذیرفته بودند که همه انسانها آفریدگان خدای واحد اند و تمامی پیامبران از سوی پروردگار یکتا برای راهنمایی انسان‌ها به سوی حقیقتی مشترک فرستاده شده‌اند شاید هیچ‌گاه شاهد تضاد و تقابل بین پیروان ادیان الهی نبودیم.

این واقعیت نیز که پیروان فرقه‌ها و ادیان مختلف، همواره خود را برتر از پیروان ادیان دیگر می‌دانند، نه تنها زمینه‌ساز بروز خشونت‌ها و جنگ‌های بین فرقه‌ای و دینی شده است، بلکه مانع اصلی در شکل‌گیری گفتگوها و هم‌اندیشی‌های موثر بین ادیان الهی بوده است. به نظر می‌رسد گفتگو و هم‌اندیشی‌ موثر بین پیروان ادیان گوناگون تنها راه دست‌یافتن به حقیقت الهی می‌باشد. گفتگو بستر مناسبی را فراهم می‌سازد تا پیروان ادیان، باورها و اعتقادات دینی خود را در بوته نقد و بررسی قرار داده و بن‌پایه‌های مشترک بین ادیان الهی را کشف کنند. دست‌یافتن به این بن‌پایه‌ها، ما را به سوی حقیقتی راهنمایی می‌کند که بی‌شک در بین تمامی ادیان الهی واحد و مشترک است.

  1. بنپایههای مشترک ادیان الهی

بن‌پایه‌های مشترک ادیان الهی یعنی اندیشه‌ها و باورهایی که در بین ادیان الهی مشترک اند، از سه اصل مهم سرچشمه می گیرند:

  • باور به هدفمند بودن جهان هستی؛ اساس این باور، اعتقاد به آفریدگار یکتا است. دانای بزرگ و آفریدگار یکتا جهان هستی را براساس نظمی الهی و هدفی معین آفریده است که هدف انسان در زندگی نیز جزئی از آن است.
  • اخلاق نیک؛ اخلاق نیک از زیربناهای مهم تمامی ادیان الهی است. ادیان الهی تنها با تکیه بر گسترش اخلاق نیک در سایه دین خداست که می‌توانند نقشی موثر در بقا و پایداری جوامع داشته باشند و مهم‌تر این که، راه سوء استفاده از دین را مسدود سازند.
  • امید و باور داشتن به پیروزی نهایی نیکی بر بدی، آگاهی بر ناآگاهی و نور بر تاریکی.

در گام نخست دست‌یافتن به تعریفی واحد از این سرچشمه‌ها ضروری است. برای نمونه تعریف اخلاق نیک و بد، سرچشمه‌های اخلاق، تعریف امید و باور داشتن به موعودها یا سوشیانس‌های آرمانی، در ادیان مختلف و حتی بین پیروان یک دین با مذاهب گوناگون تفاوت‌های مهمی دارد و باید درباره همه آنها به تعامل و هم‌اندیشی پرداخت. در گام‌های بعدی، باید به حقایقی پرداخت که از این مفاهیم مشترک نشات می گیرند و راه رسیدن به حقیقت الهی را برای پیروان ادیان گوناگون مشخص می‌کنند، حقایقی نظیر تعریف دین، رابطه دین و دانش، دین و آزادگی، دین و شادی، دین و احکام، دین و روحانیت و بسیاری از مفاهیم دیگر که در ادیان گوناگون، متفاوت تعریف می‌شوند.

 

  1. گفتگو و هماندیشی راه دست یافتن به حقیقت مشترک

چنان که که مطرح شد تنها در بستر گفتگوهای سازنده و هم‌اندیشی می‌توان به بن‌پایه‌های مشترک دینی دست یافت. برای شکل‌گیری گفتگوهای سازنده و موثر باید پیش‌نیازهایی را فراهم نمود:

  • احساس نیاز به گفتگو و هم‌اندیشی به عنوان تنها راهکار دست‌یابی به حقیقت مشترک: احساس نیاز واقعی، گفتگوها را از صورت تعارف و خوش‌آمد گویی خارج کرده و در مسیری هدفمند قرار می‌دهد.
  • نهادینه کردن اخلاق و احترام متقابل در گفتگوها: اخلاق نیک و دوری از سفسفطه و مغلطه که در علوم دینی و انسانی رایج است، نقشی به‌سزا در گفتگو و هم‌اندیشی موثر بین ادیان خواهد داشت.
  • دوری از اندیشه‌های برتری‌جویانه و تبعیض بین ادیان: چنان که پیشتر اشاره شد، تمام ادیان الهی از سوی خدای یکتا برای راهنمایی و نجات بشریت فرستاده شده‌اند و تمامی پیامبران در زمان خود دینشان را کامل به پیروانشان انتقال داده‌اند اما این ما هستیم که به طور کامل به این حقیقت الهی دست نیافته و از آن فاصله گرفته‌ایم. باور به برابری و دوری از تبعیض، یکی از پیش‌نیازهای مهم در شکل‌گیری گفتگو و هم‌اندیشی سازنده بین ادیان است.
  • کم‌رنگ کردن تعصبات دینی و بالابردن ظرفیت پذیرش سخنان مخالف؛ تعصبات دینی راه گفتگو را سد می‌کنند و به همین دلیل پیش از آغاز گفتگو، نخست باید تعصبات دینی را کنار گذاشت و ظرفیت پذیرش سخن مخالف را در بالا برد.
  1. بنپایههای برقراری صلح جهانی بر اساس آموزههای دین زرتشت

در این بخش بن‌پایه‌های برقراری صلح بر اساس یکی از کهن‌ترین ادیان یکتاپرستی دنیا و آموزه‌های اشوزرتشت در گاهان بررسی و تحلیل می‌شود. این بن‌پایه‌ها اگر چه از آموزه‌های زرتشتی برآمده‌اند، اما تردیدی نیست که مبنا و اصل حقیقی آنها در تمام ادیان الهی مشترک است. گفتگو و هم‌اندیشی در مورد این بن‌پایه‌های مشترک، تنها راه رسیدن به منشور صلحی است که نزد همه مردم جهان با هر دین و باوری پذیرفته خواهد بود.

  • فلسفه به پیامبری رسیدن اشوزرتشت

هات ۲۹ که از سروده‌های آغازین گاهان می‌باشد، به چیستی و چگونگی‌ پیامبر شدن اشوزرتشت پرداخته است. در ابتدای این هات، روان آفرینش به نمایندگی از روان همه آفریدگان هستی به اهورامزدا گِله می‌کند و از او می‌پرسد که هدف از آفرینش جهان چیست، درحالی که آن را خشم و ستیز و جنگ و تجاوز فرا گرفته است؛ و سپس از خداوند نجات‌بخشی قدرتمند طلب می‌کند. به این ترتیب بر اساس این قطعه، نجات ‌بخشیدن جهان از دست اهالی خشم و خشونت و ستیزه‌جویان، مهمترین نیاز هستی برای داشتن پیامبری چون اشوزرتشت است.

پروردگارا روان آفرینش به درگاه تو گله مند است برای چه مرا بیافریدی ؟ چه کسی مرا کالبد هستی بخشید؟ خشم و ستیز و چپاول و غارت و گستاخی و تجاوز همه جا را فرا گرفته ، مرا جز تو پشت و پناهی نیست بنابراین نجات بخشی که بتواند مرا از این تنگنا رهایی بخشد به من نشان ده. (گاهان، هات ۲۹ – بند ۱)

آنگاه اهورامزدا در ادامه این بند پس از رایزنی با اشه (راستی و نظام حاکم بر هستی) و وُهومنَه (فروزه اهورایی نیک‌اندیشی) اشوزرتشت را به عنوان تنها کسی که آموزه‌های مینوی را درک کرده و می‌تواند این مسئولیت مهم را برعهده گیرد، به روان آفرینش معرفی می‌کند (گاهان، هات ۲۹- بند ۸).

اما روان آفرینش به اهورامزدا بانگ بر می دارد که چگونه فردی که شهریار نیست و از سپاه و نیرو برخوردار نیست این توانایی را دارد که در مقابل سپاه خشم و تجاوز پیروز گردد.

آن گاه روان آفرینش با بانگ بلند گوید : آیا من باید بدون چون و چرا پشتیبانی شخص ناتوانی را قبول کرده و به سخنان او گوش دهم ؟

به راستی مرا آرزوی شهریار نیرومند و توانایی بود. آیا چه وقت چنین شخصی برای یاریم به پا خواهد خواست و با بازوان نیرومند خود من را حمایت خواهد کرد (گاهان، هات ۲۹ – بند ۹).

اهورامزدا از وهومنه و اشه درخواست می‌کند که به اشوزرتشت، توانمندی پیروزی در این راه را ارزانی دارند. تا پیامبر بتواند در پرتو این توانمندی آرامش و آسایش را به جهانیان ببخشد.

اهورامزدا : ای اشه به این‌ها (زرتشت و پیروانش) نیروی معنوی و توانایی ببخش. ای وهومنه تو نیز به زرتشت آن را ( یعنی نیروی اندیشه و هوش و خرد سرشار) ارزانی دار تا در پرتو آن به جهانیان آرامش و آسایش بخشد . ای دانای بزرگ ما همه او را برگزیده ترین آفرینش و شایسته ترین فرزند تو دانسته و به رهبری خویش می پذیریم (گاهان، هات ۲۹ – بند ۱۰).

همانگونه که در این بند مشخص شده است، توانمندی اشوزرتشت پیامبر در شهریاری جهان، توانمندی مادی و این‌جهانی او نیست، بلکه دو بازوی توانمند او در این راه وهومنه و اشه دو فروزه اهورایی نیک‌اندیشی و راستی است.

آن گاه چنین پاسخ دادم : من زرتشت دشمن سر سخت دروغ و دروغگویان هستم و تا آن جا که مرا نیرو و توان است با آنها پیکار خواهم کرد ولی با تمام قدرت یاور و پشتیبان نیکان و درستکرداران خواهم بود. پروردگارا بشود که از نیروی معنوی و بیکرانت برخوردار گردم و همیشه سرسپرده و ستایشگر تو باشم ای مزدا (گاهان، هات ۴۳ بند ۸).

همانگونه که در این قطعه و قطعات دیگر گاهان آمده است اشوزرتشت همواره به مبارزه با دروغ و نمادهای اهریمنی پرداخته و هیچ‌گاه در مقابل دروغ و دروغ‌گویان سکوت نکرده است، اما همیشه با تکیه بر راستی‌ها و نیکی‌ها، و نه دروغ و صفات اهریمنی.

خشم و افراطی‌گری از صفات بارز اهریمن است و آشکار است که اگر ما نیز برای از بین بردن آنها، خود دست به دامان خشم و خشونت زنیم، تنها باعث گسترش صفات اهریمنی خواهیم شد. به همین دلیل است که اشوزرتشت نیز همچون همه پیامبران دیگر برای رهانیدن جهان از ظلم و ستم و خشونت، راه آموزش و آگاه کردن انسان‌ها را برگزید نه نابود کردن آنها را.

در هات ۴۶ گاهان نیز بار دیگر اشوزرتشت از تنگناها و دشواری‌هایی که دروغکاران پدید آورده‌اند سخن می‌گوید و از اهورامزدا غلبه بر ایشان را طلب می‌کند، و در قطعه بعد از آن به روشنی، آگاهی و دانایی را تنها راه چیرگی بر بدی‌ها و نجات کسانی می‌داند که در چنگ اهریمن اسیر شده‌اند.

هواخواهان دروغ کوشش دارند پارسیان و پرهیزگاران را از پیشرفت به سوی هدف های مقدس خویش ، یعنی راستی و درستی و آبادانی شهر و کشور بازدارند . آن ها با کردار خصمانۀ خود به زشتی و تباهکاری مشهورند. ای مزدا کسی که با تمام نیرو و وجودش بر علیۀ هواخواهان دروغ پیکار کند ، او جهان آفرینش را به راه خرد و دانش حقیقی رهبری خواهد کرد (گاهان، هات ۴۶ – بند ۴).

مرد دانا و توانایی که بنا به دستور ایزدی و یا از راه مهر و عواطف انسانی خواستاران کمک را خواه از هواخواهان راستی و یا دروغ به گرمی پذیرا شود او پیرو راه اشه بوده و زندگی اش سرشار از راستی و درستی می باشد . ای هستی بخش دانا او بخردی است که با نیروی دانش گمراه را از تباهی و نیستی رهانیده و او را به خرد شناسی و اتکای به نفس رهبری خواهد کرد (گاهان، هات ۴۶ – بند ۵).

به عقیده اشوزرتشت نمادهای شر همچون دروغ، بداندیشی، تنبلی، آزمندی، اندوه و مرگ در مقابل فروزه‌های نیک شکل می‌گیرند، فروزه‌هایی چون راستی، نیک‌اندیشی، توانمندی، مهر و عشق پاک، شادی و جاودانگی که از اهورامزدا نشات گرفته‌اند. این فروزه‌های نیک اهورامزدا که در گاهان برای نخستین بار معرفی شده‌اند بعدها در سایر بخش‌های اوستا به عنوان امشاسپندان مطرح می‌شوند که هفت پله نردبانی هستند که به سوی رسایی و کمال می‌رود.

  • خداوند یکتا، آفریدگار و تنها داور کردار انسانها

در گاتها به روشنی بیان شده است که تنها آهورامزداست که می تواند کردار انسانها را داوری نماید و این در توانایی و اختیار هیچ موبدی نیست که انسانها را بر اساس داوری شخصی گناهکار شمرده و مجازات نماید.

ای خداوند جان و خرد! هنگامی که در اندیشه‌ی خود تورا سرآغاز و سرانجام هستی شناختم

آن‌گاه با دیده‌ی دل دریافتم که تویی سرچشمه‌ی منش پاک؛

که تویی آفریننده راستی و

داور دادگری که کردار مردمان جهان را داوری می‌کنی (گاهان، هات ۴۹ بند ۱).

از آنجایی که انسانها بالفطره به سوی نیکیها گرایش دارند تشخیص نیکیها هم مطمئن‌تر بوده و هم عواقب مجازات را ندارد. مجازات انسانها به وسیله موبدان باعث بروز کینه و خشم در بین مردم می‌گردد. اشوزرتشت نیز راه از بین بردن بدیها را در گسترش نیکیها می‌داند این باور زرتشتی که تنها با نور می‌توان به جنگ تاریکیها رفت از همین اندیشه نشأت گرفته است.

در سروده‌های آسمانی زرتشت هم هیچ‌گاه پیامبر، پیروانش را به جنگ و استفاده از جنگ افزار برای مبارزه ترغیب ننموده است.

و حتی ایجاد ترس و هراس از جهنم و پادافره نیز در زمان ساسانیان به وسیله موبدانی همچون ارداویراف رواج داده شد.

در بند مهمی از گاهان، اشوزرتشت «بندوه» را به عنوان یکی از بزرگترین دشمنان خود و سدراه خود در پیامبری‌اش معرفی می‌کند اما در برخورد با او نیز از اهورامزدا می‌خواهد تا به او توانایی دهد که بندوه را از گمراهی رهانیده و به راه راست هدایت نماید.

اي مزداي پاك بي همتا ، «بندوه» بزرگترين سد راه من است و هميشه با گمراه كردن مردم احساس خرسندي مي كند ـ اي بخشنده مهربان بسوي من آي و مرا توانا يي بخش تا در پرتو منش پاك بر او دست يافته و او را از گمراهي رهايي بخشم و از پاداش نيك برخوردار گردم .

                                                                                                     هات ۴۹ بند ۱

  • وهومنه (بهمن) نماد صلح و آشتی در فرهنگ زرتشتی

«وهومنه» (فارسی: بهمن) یکی از مفاهیم زیربنایی در سرودهای گاهان است. این واژه از دو جزء «منه» (اوستایی: manah-) به معنی «اندیشه» و «وهو» (اوستایی: vohu-) به معنی «نیک» ساخته شده است و به معنی «اندیشه نیک»، یکی از امشاسپندان یا فروزه‌های اهورامزدا و بالاترین مقامی است که انسان می‌تواند بدان دست یابد.

در متن پهلوی بندهش  یکی از خویشکاری‌ها و وظیفه بهمن امشاسپند «آشتی‌بخشی» دانسته شده است: «بهمن نیک نیرومند آشتی‌بخش. او را نیرومندی این که سپاه ایزدان و نیز آنِ آزادگان چون آشتی کنند و بیفزایند، به سبب بهمن است که به میان ایشان رود…»

بر پایه آموزه‌های پیامبر، آنچه به انسان ارج و بزرگی می‌دهد اندیشه انسان است هنگامی که به سوی کمال یا وهومنه در حال پیشرفت و ترقی باشد. در چنین باوری که انسان به واسطه اندیشه‌اش ارزشمند است، آزادی اندیشه جایگاهی ویژه دارد، زیرا پیشرفت و کمال از آنِ اندیشه‌ای است که امکان گزینش برایش فراهم باشد و به‌جبر و نادانسته هیچ سخن و باوری را نپذیرد. اشوزرتشت در یکی از سرودهای گاهان به روشنی به این موضوع اشاره می‌کند:

ای مردم این حقیقت را به گوش هوش بشنوید و با اندیشه ای روشن وژرف بینی آن ها را بررسی کنید هر مرد و زن راه نیک و بد را شخصاّ برگزینید ، پیش از فرا رسیدن روز واپسین همه به پا خیزید و در گسترش آیین راستی بکوشید (گاهان، هات ۳۰ – بند ۲)

در این بند اشوزرتشت که به حقایق هستی و معرفت مزدا دست یافته است، این بار در مقام نخستین آموزگار و پیامبر این حقایق را برای مردم بازگو می‌کند.

در گاهان نیز که سرودهای اشوزرتشت می‌باشد هیچ دستور دینی به نام پیامبر وجود ندارد. موبدان زرتشتی نیز همچون پیامبر تنها راهشان آموزش و آگاه کردن مردم می‌باشد. این نگرش از یک سو به افراط‌گرایان فرصت اعمال نادرست را نمی‌دهد و از سوی دیگربزرگترین تضمین کننده دوستی و صلح پایدار در یک جامعه دینی است زیرا این اجازه را نمی‌دهد تا گروه‌ها یا فرقه‌هایی، برپایه برداشتهای سرکردگانشان، به نام دین و خدا شکل گرفته و زمینه خشونتهای درون دینی را فراهم سازند.

از طرف دیگر اختلاف بین دینداران از یکسو، و دانشمندان و فلاسفه از سوی دیگر، نیز در طول تاریخ روی همین احکام یا دستورات دینی بوده که نه به پشتوانه استدلال و منطق بلکه به نام خدا و پیغمبر به نام دین تحمیل می‌شده است.

پیوند دین و آزادی

آزادی یکی از بزرگترین موهبتهای الهی است و برپایه این آزادی است که انسانها در قبال اعمال خویش مسوولند. سلب این آزادی به هر نامی و به خصوص به نام دین عامل بروز تنش و خشونت می‌گردد.

ای خداوند خرد هنگامی که در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشیدن و خرد بخشیدی ، زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کارکردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی خواستی تا هر کس به دلخواه خود و با کمال آزادی کیش خود را برگزیند.

                                                                             هات ۳۱ – بند ۱۱

واژه دین نیز از ریشه اوستایی «دئنا» به معنی وجدان گرفته شده است. همانگونه که در این بند بیان شده هرگاه انسان توانست به جایگاهی برسد که مفاهیم مینوی (معنوی) دین را درک کرده و با باور و اندیشه خود آنها را در زندگی به کار بندد آنگاه می‌توان آن انسان را دیندار نامید. و و این زمینه شکل‌گیری یک جامعه آگاه دینی را فراهم می‌سازد جامعه‌ای که در آن همه افراد به نسبت توانایی خود ولی با باور و اندیشه دین خود را پذیرفته و به کار گرفته‌اند.

هر زمان نیز که دین در مقابل آزادی قرار گرفته است علی‌رغم بروز افراطی‌گریها و خشونتهای زیاد، ولی در نهایت این دین بوده که عقب نشسته است چرا که همانطور که بیان شد آزادی باارزش‌ترین موهبتی است که خداوند به تمام انسانها اعطا نموده است آن افرادی که به نام دین این آزادی را از انسانها سلب می‌کنند در حقیقت برداشتشان از دین نادرست و نابجا بوده است. تنها محدودیتی که در آموزه‌‌های پیامبر برای آزادی مطرح است سلب آزادی دیگران است که در چارچوب اخلاق نیک تعریف گردیده است.

نگاهی به زندگی پیامبران و از جمله اشوزرتشت بیانگر این واقعیت است که اتفاقا ایشان در زمان خودشان با درک ارج و جایگاه آزادگی با تمام ساختارهای کهنه، نادرست و البته محکم زمان خودشان به مبارزه پرداخته و نه تنها بتهای ظاهری بلکه بتهای باطنی زمان را در هم شکستند. ایشان به درستی پیام‌آوران آزادی و برابری برای تمامی انسانها بودند.

اگرچه اشوزرتشت در کل گاهان حتی یک شریعت یا حکم دینی را صادر نفرموده و همانطور که در بند دوم هات سی بیان شد نگاهش به دین، نگاه آگاهاندن و آموزش بوده است اما در دوره‌هایی از تاریخ دین زرتشتی، به خصوص در دوره ساسانیان موبدان احکام و شریعتهایی را به نام دین صادر کردند این رویه که از بنیان با اندیشه‌های پیامبر در تضاد بود از یکسو با اعمال مجازاتها و پادافره‌های گوناگون، دین را از درون با خشونتها و افراطی‌گریهای متعددی همراه ساخت از طرف دیگر زمینه‌ساز برخوردهای بسیار نادرست با سایر مذاهب و گروه‌های فکری آن دوره نظیر مزدکیان و مانویان گردید. این چنین بود که دین خدا که برای آرامش و آسایش تمام انسانها شکل گرفته ابزار گروهی شد برای افراطی‌گری و خشونت، آنهم به نام خدا و پیامبر در زمین.

اشه سرچشمه اخلاق و برپادارنده عدالت

اخلاق نیک شالوده تمامی ادیان الهی است و در طول تاریخ بیشترین نقش را در حفظ و ارتقا جوامع دینی داشته است.

نیکی و بدی دو خوی یا دو صفتی هستند که زاییده زندگی یا اندیشه انسان می‌باشند اندیشه‌ای که اگر چه از مزدا (دانای کل) سرچشمه می‌گیرد ولی به واسطه کامل نبودن می‌تواند آفریننده بدی نیز باشد.

آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور پدیدار شدند یکی نیکی است و دیگری بدی در اندیشه وگفتار و کردار . مرد خردمند از میان این دو راستی را برخواهد گزید ولی شخص کج اندیش و نا بخرد چنین نخواهد کرد و به بیراهه خواهد رفت.

هات ۳۰ بند ۳

در آموزه‌های اشوزرتشت اشا به عنوان زیربنا یا سرچشمه اخلاق نیک شناخته می‌شود. اشا در زبان اوستایی به معنی راستی است گرفته شده است این واژه علاوه بر راستی بر معانی دیگری همچون «قانون»، «هنجار هستی»، «نظم» و «عدالت» نیز صدق می‌کند.

اشا همچنین در گاتها به معنی هنجار هستی نیز به کار رفته است. هنجار هستی نظم یا قانونی است که جهان هستی بر پایه آن آفریده شده و پایدار است. روابط انسانها نیز باید بر قوانین و هنجار هستی برقرار باشد اما انسانها به دلیل بهره‌بردن از قدرت اختیار می‌توانند بر پایه اخلاق یا هنجار اجتماعی رفتار ننمایند. اگر قوانین معنوی و اخلاقی شناخته و سپس در جامعه نهادینه گردد آنگاه به عدالت اجتماعی دست خواهیم یافت.

عدالت نیز همچون آزادی از حقوق انسانی محسوب می‌شود و اتفاقا عدم برقراری عدالت و در پی آن گسترش تبعیضهای گوناگون جنسی، قومی و مذهبی زمینه ساز بسیاری از خشونتهای گسترده در جامعه می‌شوند.

تبعیض جنسی زمینه ساز خشونت علیه زنان

ردپای تبعیض جنسی را در تمام تمدنها و فرهنگهای کهن بشری می‌توان پیدا کرد. اما هر چه قدر این تبعیض جنسی بر علیه زنان بیشتر باشد زمینه بروز خشونتها بر علیه ایشان در خانواده‌ها و جنگها بیشتر می‌‌شوند.

خوشبختانه فرهنگ و تمدن ایرانی از این نظر در بین تمدنها و فرهنگهای کهن از جایگاه بسیار مطلوبی برخوردار است که شاید دلیل آن را بتوان در نگاه اشوزرتشت و زیربنایی بودن اندیشه‌های ایشان در شکل‌گیری فرهنگ ایران باستان جستجو کرد.

در هیچ‌کجای گاهان و به تبع آن اوستا نمی‌توان یک جمله یا بندی را پیدا کرد که به صورت مشخص تبعیضی را برای زنان قائل باشد. روی سخن گاهان همواره با تمامی مردان و زنان بوده است.

گفتگوی بسیار باارزشی از اشوزرتشت با دخترشان پورچیستا در گاهان برای زرتشتیان به یادگار مانده که ضمن آنکه بیان‌گر دیدگاه بلند فرهنگی آن زمان ایران در قبال زنان بوده، بی‌شک الگوی مناسبی نیز طی سالیان سال پس از اشوزرتشت برای ایرانیان بوده است.

پورچیستا که به معنی دارنده دانش دینی است نامی است که اشوزرتشت با آن دخترش را صدا می‌زند و در این هات اشوزرتشت از پورچیستا می‌پرسد که آیا حاضری به همسری جاماسب که از بزرگان و دانایان هست درآیی؟

در ادامه پورچیستا می‌فرماید من او را که از دانایان است به همسری می‌پذیرم و امیدوارم که زنی پاکدامن و شایسته باشم تا از زندگانی سراسر نیک‌منشی برخوردار گردم.

در ادامه اشوزرتشت این زوجهای جوان را اینگونه نصیحت می‌کند.

اين سخنان را به نو عروسان و تازه دامادان ميگويم . اميدوارم اندرزم را به گوش هوش بشنويد و با ضميري روشن آنرا نيك دريابيد و به خاطر بسپريد . هميشه با نيك منشي و مهر و محبت زندگي كنيد و در راستي و پاكي كوشش كنيد از يكديگر پيشي جوييد ،‌ چه بيگمان از زندگاني سرشار از خوشي و خوشبختي برخوردار خواهيد شد .

هات ۵۳ – بند ۵

یک جامعه آرام برپایه صلح و آرامش، نفی خشونت را باید از درون خانواده که کوچکترین و اساس تمام جوامع است آغاز نماید. خانواده‌ای که برپایه راستی و سایر اصول اخلاق نیک شکل‌گرفته می‌تواند پایدار بوده و نوید بخش جامعه‌ای پایدار باشد.

هنگاميكه به آئين آزادگي و برادري پاي بند باشيد و مادام كه عشق و

وفاداري ريشه دار در دلهاي شما جفت جوان ( عروس و داماد ) وجود داشته

باشد چه در اين جهان و چه در زندگاني ديگر از بهترين پاداش بهره مند خواهيد شد.

ولي هرگاه گرفتار روح پليد اهريمني و وسوسه هاي شيطاني شده و از آئين آزادگي

و برادري دست برداريد ،‌ پي‌آمد آن جز رنج و اندوه و بانك دريغ و افسوس چيز ديگري نخواهد بود.

                                                                             هات ۵۳ – بند ۷

 

تبعیض طبقاتی زمینه ساز خشونتهای گسترده

در طول تاریخ در جوامع مختلف همواره طبقات مختلف اجتماعی از جمله طبقه اشراف، پادشاهان، روحانیون، ارتشتاران، صنعت‌گران شکل می‌گرفته است. اما زمانی‌که این طبقات اجتماعی انحصاری شده یعنی حتی در قالب ضوابط هم امکان جابجایی افراد در آنها وجود نداشت و از طرف دیگر امکانات و شرایط اجتماعی آنها فاصله بسیار می‌گرفت طبیعی است چنین شرایطی در جوامع همواره آبستن اتفاقات و بروز درگیریها و خشونتهای بسیار خواهد بود.

نکته مهم اینکه اتفاقا بروز این اعتراضها از سوی افرادی که به دنبال عدالت هستند توجیه‌پذیر بوده ولی تاریخ نشان می‌دهد همواره این حرکتها از سوی صاحبان قدرت به خشونت کشیده شده و به شدت تهدید کننده صلح و آرامش جامعه می‌گردند.

ادیان الهی با گسترش اخلاق در جامعه و برابری و برادری همواره به دنبال برطرف کردن این نابرابری‌ها و تبعیضهای طبقاتی بوده‌اند.

اشوزرتشت نیز در زمان خود با دو گروه یا طبقه اجتماعی به مبارزه پرداخت که یک گروه از ایشان روحانیون دروغینی به نام کرپانها و اوسیجها بودند که در لقای یک طبقه خاص بر اعتقادات مردم زمان خود حکومت می‌کردند و در کنار ایشان از کویها نام می‌برد که در اصل فرمانروایان یا حاکمانی بوده اند که از این روحانیون دروغین پیروی می‌کردند.

ای مزدا ، از تو می پرسم چطور امکان دارد دیوان از شهریاران نیک باشند . کسانی که برای ارضای هوس های خویش و انجام مقاصد خودخواهانه می جنگند و با کمک کرپان‌‌ها و کاویان و اوسیخش جهان را به دست خشم و نفرت سپرده و جهانیان را به ناله و فغان در می آورند . آیا این ها هیچ گاه کوششی خواهند کرد تا در پرتو راستی و درستی موجب پیشرفت و آبادانی جهان گردند و آشتی و آرامش را برقرار سازند و گسترش دهند.

                                                                             هات ۴۴ بند ۲۰

همانطور که بیان شد مهمترین صدمه‌ای که این طبقات حاکم و باقدرت می‌زنند این است که به قیمت رفاه خود، آزادی و بسیاری از حقوق اجتماعی را از سایر انسانها سلب می‌کنند و اتفاقا ایشان خود بیشترین گسترانندگان خشم و ترس در جوامع می‌باشند.

به راستی کرپانها و کوی‌ها سرانجام به دست همان کسانی که از آن ها سلب آزادی کرده اند شکست خورده و تباه خواهند گشت و آنان که از نعمت آزادی محروم بوده اند در پرتو بخشش ایزدی ( کمال و جاودانی ) از سرای منش پاک یا بهشت بهره خواهند برد.

هات ۳۲ – بند ۱۵

در مقابل این ساختار طبقاتی و تبعیض، اشوزرتشت دین خود را به انجمنی به نام انجمن مگاپئتی یا انجمن مغان ارائه می‌دهد. موبد فیروز آذرگشسب و استاد پورداوود که از نخستین مترجمین گاهان به زبان فارسی بوده‌اند در تفسیرهای خود از این انجمن به عنوان انجمن برادری یا برابری اسم می‌برند انجمنی که در آن تمامی افرادی که پیام اشوزرتشت را درک کرده بودند در یک ساختار و یک طبقه حضور داشته‌اند.

و اشوزرتشت به عنوان پیام‌آوری که با چنین ساختارهای نادرست اجتماعی به مبارزه پرداخته بود نمی‌توانسته خود در مقابل ایشان گروهی دیگر با همان ساختار تشکیل دهد. اما باز هم در دوره ساسانیان بود که از این انجمن نیز به نام انجمن موبدان برداشت شد و توجیهی شد بر ساختار طبقاتی که در آن دوره شکل گرفته بود.

شهریور یا توانمندی خواسته‌شده گام نهایی به سوی پایداری صلح

همانگونه که بیان شد خشم و خشونت بیش از هر چیز زاییده بداندیشی و در نهایت نقصان اندیشه می‌باشد و با تمام این راهکارها، باید به این واقعیت توجه داشت که اگر قدرت در اختیار افراد خشونت طلب قرار گیرد واقعا کنترل آن با ابزارهای آموزش و آگاهی دادن بسیار سخت و شاید غیرممکن است. افرادی که بالفطره از اندیشیدن و حقایق فرار می‌کنند.

شهریور به معنی شهریاری آرزوشده یا توانمندی یکی دیگر از امشاسپندان می‌باشد. راه دست‌یابی به صلح پایدار توانمند شدن ساختارهای سالم در جوامع می‌باشد. همانطور که مشخص است دست‌یابی به توانمندی و قدرت همواره در فرهنگ ایرانی یک ارزش بوده و هدف این است که افراد و جوامع در زندگی به این توانمندی دست‌یابند ولی برپایه آموزشهای گاهانی آن شهریاری و توانمندی‌ای پایدار است، که برپایه راستی(اشه) و نیک‌اندیشی(وهومنه) شکل گرفته باشد.

صلح پایدار درصورتی درجوامع شکل می‌گیرد که قدرت برتر در اختیار افرادی باشد که اخلاق و صلح‌طلبی را به عنوان یک موهبت و نیاز بشری ارج می‌گذارند.

براستي بدكرداران و تبه كاران سرانجام فريب خورده و مورد ريشخند مردم قرارگرفته

خو د را سرزنش خواهند كرد .

بشود كه در پرتو رهبري درست كردار و شهرياري دادگر زنان و مردان در دودمان خويش و در روستاها از آرامش و آسايش و صلح و آشتي برخوردار گردند .

بشود كه ريا و فريبكاري كه چون زنجير انسان را به تباهي مي كشاند از پهنه گيتي برانداخته شود . بشود كه خداوند يكتا و بزرگتر از همه بزودي بسوي ما آيد .

هات ۵۳ بند ۸

فره ایزدی، یک بخشی از تعریف شهریاری در فرهنگ ایران باستان است که بیانگر ارزش پاک ماندن شهریاری نزد فرمانروایان است. فرمانروایی که برپایه نیک‌اندیشی و خواست اهورامزدا به این جایگاه دست می‌یابد، فره ایزدی با او همراه خواهد شد. ولی هر زمان که او از مسیر انسان دوستی خارج شده یا چون شاه جمشید گرفتار کبر و غرور شود فره از او فرار می‌کند این بیانگر این واقعیت است که هیچ فرمانروایی همیشه پذیرفته نیست و در ضمن شرط بقای فرمانروایی یا قدرتی که در اختیار اوست به همان چهارچوبهایی بستگی دارد که مهمترینش اخلاق است.

سوشیانس‌ها ادامه‌دهنده راه پیامبر

سوشیانس یک مفهوم گاهانی است که بسیاری آن را موعود یا نجات دهنده تعبیر می‌کنند ولی آنچه که مشخص است اشوزرتشت در هات ۳۴ سوشیانس ها را انسانهای کاملی تعریف کرده که ضمن طی کردن هفت مرحله عرفان دین زرتشتی به جایگاهی رسیده اند که تمام وجودشان سودرساندن به دیگران و جهان آفرینش می‌باشد.

به احتمال زیاد در بندهایی که اشوزرتشت واژه سوشیانس را به صورت مفرد به کار برده است منظور پیامبر، خود او بوده کسی که بی‌شک نخستین سوشیانس می‌باشد ولی در بندهایی که اشوزرتشت سوشیانس را به صورت جمع به کار می‌برد هدف ایشان کسانی بوده که بعد از پیامبر آمده و با درک آموزه‌های راستین مزدا اهورا راه او را تا دست‌یافتن به جهانی پر از نیکی ادامه دهند.

همانگونه که در بند زیر نیز به صورت مشخص بیان شده است. سوشیانس‌ها یا رهانندگان گیتی نه تنها خود به جنگ و خشونت تکیه نمی کنند بلکه ایشان با درک آموزه‌های راستین دینی، پیام‌آوران صلح و آشتی در جهان می‌باشند.

براستی سوشيانس‌ها و رهانندگان گيتی از دانش و بينش برخوردار بوده ، وظيفه خود را با الهام از منش پاک انجام خواهند داد – آن ها کردارشان از راستی و پاکی سرچشمه گرفته و رفتارشان با آموزش های تو ای مزدا هم آهنگی دارد. آنان به درستی از بين برندگان خشم و نفرت و پديد آورندگان مهر و آشتی می باشند.

هات ۴۸ بند ۱۲

خوشبختی از آن کسی است که دیگران را خوشبخت سازد

این آموزه پیامبر یکی از رمزهای دست‌یابی به جهانی پر از مهر و محبت و همچنین جهانی بدون خشم و خشونت می‌باشد. این دیدگاه که به دگرخواهی در بین فیلسوفان معروف می‌باشد بیانگر این واقعیت است که اگر انسانها به جایگاهی دست یابند که خوشبختی یا به عبارتی آرامش خود را در خوشبخت کردن دیگران جستجو کنند در آن صورت ما جهانی خواهیم داشت پیشرو و برپایه صلح و آشتی.

مزدا اهورایی که فرمانروای مطلق است چنین مقرر فرموده : خوشبختی از آن کسی است که دیگران را خوشبخت سازد . پروردگارا برای استوار ماندن به آیین راستی از تو نیروی تن و روان خواستارم . ای آرمییتی ، ای مظهر ایمان و محبت ، آن پرتو ایزدی که پاداش زندگانی سراسر نیک منشی است به من ارزانی دار.

هات ۴۳ بند ۱

 


 

نتیجه :

طی صد و پنجاه سال گذشته، بشریت شاهد رشد شگرفی در علوم، صنعت، تکنولوژی و مدیریت اجتماعی بود. دورانی که به نام مدرنیسم شناخته شده و انسانها با تکیه بر خرد و کار گروهی پیشرفتهای بزرگی را باعث شدند که امروزه همه از آن بهره‌مندیم.

با پیشرفت صنایع و توانمندی بشر، جنگها و خشونتهای بزرگی نیز دامن کشورها را گرفت که بروز دو جنگ بزرگ جهانی و کشته شدن میلیونها انسان از نتایج آن بود. بسیاری از جامعه‌شناسان عدم همپایی رشد توانمندی و رشد اخلاق در جوامع بشری را دلیل بروز این فجایع می‌دانند. اگر اخلاق را مهمترین نتیجه ادیان الهی بدانیم در این صورت بخشی از این کوتاهی از جانب متولیان یا بزرگان دینی بوده است که نتوانسته‌اند با رشد و توسعه جوامع بشری در حوزه دین، نیازهای بشر امروزی را فراهم نمایند. نیازهایی که بی‌شک بسیار متفاوت‌تر است از نیازهایی که انسانهای قرون گذشته داشته‌اند.

در حالی که در حوزه دانش و تکنولوژی مرزها برداشته شده و پیشرفتهای بشری بر توانمندی و اندیشه تمامی انسانها شکل می‌گیرد اما در حوزه دین هنوز ساختارهای بسته سنتی حکمفرماست. ساختارهایی که باید بپذیریم دیگر نمی‌تواند نیازهای بشر آگاه امروزی را به سادگی فراهم سازد.

از طرف دیگر طی چند سال گذشته، در فرآیندی رو به عقب حتی پیروان ادیان و فرقه‌های گوناگون به بهانه دین، خشونتها و جنگهای بسیاری را باعث شده‌اند که بیش از پیش از اعتبار و کارآمدی دین در حوزه اخلاق و نیازهای بشری کاسته است.

طرح شناخت بن‌پایه‌های مشترک دینی گامی است به سوی شکل‌گیری یک منشور مشترک ادیان الهی. منشوری که به دور از تبعیضها و برتری‌جوییها بدون تاکید بر دین یا مذهب خاصی، بیانگر مجموعه شناختهای مشترکی است که از ادیان الهی نشات گرفته و می‌تواند راهگشای بشر امروزی به سوی پیشرفت و سعادت باشد.

کتابنامه :

  • موبد آذرگشسب، فیروز،۱۳۸۳، گات‌ها سرودهای اشوزرتشت. تهران: انتشارات فروهر
  • پورداود، ابراهیم، ۱۳۵۶، یسنا جلد اول و دوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *