خانه / در میان رسانه ها / کرامت انسان از دیدگاه دین زرتشتی

کرامت انسان از دیدگاه دین زرتشتی

موبد پدرام سروش پور

گفتگوی دینی، مرکز گفتگوی ادیان و تمدن ها با شورای اسقفان سوئیس روز شنبه ۱۸/۱۰/۱۳۸۹

 

ادیانی که ماهیت الهی دارند بی‌شک از یک حقیقت واحد سرچشمه می‌گیرند و اگر تفاوتهای وجود دارد بی‌شک ریشه در اختلاف برداشتهای ما از این مفاهیم الهی دارد. از طرفی بر پایه آموزشهای اشوزرتشت، جهان بر پایه هنجار یا قانونی واحد، استوار و در حرکت است. هنجاری که در گاتها به عنوان «اَشا» نام برده شده و در معنی از «راستی» گرفته شده است.

« اَیویا پَنتا یو اَشَهه         راه در جهان یکی است و آن راه راستی(اشا) است.»

پس برماست تا با تکیه بر هم‌اندیشیهایی اینچنین، تلاش کنیم تا این حقیقت نهفته در دل ادیان الهی را درک کرده و به دیگران نیز بیاموزیم. با اعتقاد به چنین باوری است که زرتشتیان در نیایش های روزانه خود به درگاه اهورمزدا همواره این باور را تکرار می‌کنند که :

«همازور بیم، همازور هما اشوبیم ……..   …….. هم‌کرفه بسته‌کشتیان و نیکان و وهان هفت کشور زمین بیم.»

«با هم همبسته باشیم، با همه راستان همبسته باشیم …… با زرتشتیان و نیکان و بزرگان سایر کشورها هم‌بسته باشیم»

نگاه بزرگان فرهنگی این کشور نظیر کوروش هخامنشی به ادیان گوناگون، گفتگوها و آمد و شد ادیان و ایدئولوژیهای مختلف حتی در دوره‌هایی که دین زرتشتی تنها دین رسمی ایران بوده نظیر دوره ساسانیان و مهمتر از همه برپا بودن بزرگترین کلیسای شرق در همین دوره در پایتخت ایران(مدائن) و ۱۴۰۰ سال زندگی همراه با صبر و سازش در کنار هم‌میهنان مسلمان، مسیحی و یهودی دلیل محکمی است بر باور داشتن ما زرتشتیان به این اندیشه.

کرامت انسانی از دیدگاه ادیان الهی را باید نخست در معنی خدای یکتا جستجو کرد و سپس در نگاه او به انسان.

گاتهای اشوزرتشت مجموعه‌ای از سرودهایی است به زبان اوستای باستان که قدمت آن به حدود ۴۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. این مجموعه آموزه‌ها که در دل یسنا یکی از ۵ بخش اوستا به دست ما رسیده است به استناد اوستا و باور زرتشتیان بخشی از کتاب دینی ماست که به اشوزرتشت تعلق داشته و آسمانی است.

بی‌شک گاتها قدیمی‌ترین دست‌نوشته‌ای است که تا کنون به دست بشر رسیده و در آن آفریدگار هستی به یکتایی نام برده شده است. به همین دلیل است که بسیاری از متفکرین از این اندیشه‌ها به عنوان حکمت نخستین نام می برند. یعنی نخستین حکمتی که راه به یکتایی پروردگار برد.

اشوزرتشت در گاتها آفریدگار هستی را اهورامزدا می‌نامد «اهورا» به معنی هستی بخش و «مزدا» به معنی دانای بزرگ. در هات ۳۰ گاتها اشوزرتشت می فرماید:

«اینک برای جویندگان حقیقت و مردم دانا، از این دو پدیده بزرگ سخن خواهم گفت و روش ستایش خداوند جان و خرد(اهورامزدا) و نیایش وهومن یا منش پاک را بیان خواهم کرد، و همچنین از دانش الهی(هنجار هستی) و اشا گفتگو خواهم نمود تا با برخورداری از رسایی و نور حقیقت را دریابید و از نعمت فردوس بهره‌مند شوید.»         هات۳۰-بند۱

اشوزرتشت قبل از آنکه دانایان را به ستایش خداوند یکتا رهنمون نماید باید گره از دو پدیده آفرینش یعنی نیکی و بدی برمی‌داشت. او در سومین بند این هات در توضیح این دو پدیده می‌فرماید «این دو همزادی هستند که در عالم معنی (یکی از دو عالم گیتی و مینو) پدیدار شدند که یکی نیکی است و دیگری بدی که در اندیشه و گفتار و کردار آدمی نمود پیدا کرده و انسان خردمند از این دو راستی(نیکی) را بر خواهد گزید و فرد نابخرد به بیراهه خواهد رفت.» هات۳۰-بند۳

پس بدی آفریده خداوند نیست بلکه بواسطه آفرینش انسان در اندیشه و گفتار و کردار او ظاهر می گردد.

سپس از ستایش اهورا مزدا سخن به میان می‌آورد و یکی از فروزه‌های او به نام وهومن . وهومن که واژه فارسی آن بهمن است از نظر واژه‌ای به معنی منش یا اندیشه پاک است. خداوندی که او را دانای کل می‌دانیم فروزه‌ای به نام بهمن دارد که هر انسانی باید با تکیه بر بزرگترین موهبت الهی خود یعنی خرد(عقل) سعی می‌کند به جایگاه وهومن یا منش پاک برسد و انسانها به چنین جایگاهی دست نخواهند یافت مگر آنکه هر انسانی شخصا بتواند بین اندیشه و وجدان(دئنا-دین) خود پیوند زند.

«ای مزدا کسی که با خواست درون بین وجدان و منش خود پیوستگی پدید آورد چنین کسی از عشق و ایمان بخداوند برخوردار و در پرتو راستی و درستی به زیور وهومن آراسته خواهد گردید و سرانجام با داشتن همه فروزگان معنوی ای اهورا در کشور جاودانی تو بسر خواهد برد»   هات ۴۹-بند۵

شیخ اشراق درباره اولین جلوه اهورامزدا یا نورالانوار که آنرا نور اقرب می نامد در حکمه‌الاشراق چنین می‌نویسد:

«… پس ثابت شد که نخستین صادر از نورالانوار یکی بود و آن نور اقرب، نور عظیم بود که پاره‌ای از پهلویان(زرتشتیان) آنرا بهمن نامیده‌اند.»

پس کرامت انسان به واسطه عقل یا خرد اوست عقل یا خردی که به سمت بهمن یا منش پاک سمت و سو بگیرد.

به عبارتی خداوند که تماما نیکی است وجودی از خود به نام انسان آفریده که از مهمترین مشخصه خویش یعنی عقل بهره‌اش داده بهره ای که به واسطه آن قدرت اختیار می‌یابد. اندیشه معنی پیدا نمی کند و رشد نمی‌کند مگر بر پایه اختیار و در بستر آزادی.

پس این انسان است که می‌تواند با تکیه بر عقل خود نیکی بیافریند یا بدی. خدا به واسطه عرضه کردن این موهبت یعنی آزادی و اختیار انسان که موهبتی خداگونه است او را آنچنان آفریده که می‌توان هم خالق نیکیها باشد و هم بدیها

اگر چه در نهایت خداوند بزرگ کردار همه انسانها را داوری کرده و بر پایه هنجار هستی(اشا) نیکی ازآن نیکان و بدی به خود ایشان بر می‌گردد.

«پروردگارا کسی که اندیشه‌اش نیک یا بد باشد، گفتار و کردار او نیز به نیکی یا بدی خواهد گرایید. راهی را که اندیشه به آزادی اختیار کند اراده و ایمان نیز از آن پیروی خواهد کرد و با آن هماهنگی خواهد داشت، بنا بحکمت تو ای مزدا سرنوشت آنها از هم جدا و متمایز خواهد بود.» هات۴۸-بند۴

ولی نکته اینجاست که در جهانی که خداوند معیار کرامت انسان را بر پایه عقل او نهاده عقلی که تنها در بستر آزادی و اختیار تک تک اشخاص تعریف می گردد. چگونه می‌توان باید و نبایدهای دینی را توجیه کرد.

اشوزرتشت در ادامه همین سرود اینچنین می فرماید:

«ای مردم بهترین سخنان را بگوش هوش بشنوید و با اندیشه روشن و ژرف‌بینی آنها را بررسی کنید، هر مرد و زن راه نیک و بد را شخصا و به اختیار برگزینید پیش از فرارسیدن روز واپسین همه بپاخیزید و در گسترش آیین راستی بکوشید.» هات۳۰-بند۲

بر پایه همین آموزه اشوزرتشت است که انجمن موبدان به طور مشخص بیان کرد آنچه را که به نام «وجر» از سوی انجمن موبدان در پاسخ به پرسشهای دینی صادر می‌شود همانگونه که از نامش برمی‌آید از «واج» به معنی گفته گرفته شده و در حقیقت نظر انجام موبدان است. و به هیچ وجه به عنوان حکم دینی محسوب نمی‌شود. هماهنگونه که اشوزرتشت در کل گاتها هیچ حکم یا دستورالعمل دینی صادر ننموده است. به عبارت دیگر وظیفه انجمن موبدان این است که با آگاه کردن انسانها شرایطی را فراهم آورد تا هر فرد با تکیه بر خرد خود به این توانایی برسد که به اراده خود نه به امر موبد راه درست را از نادرست تشخیص داده و انتخاب نماید. این دقیقا راهی است که پیامبر در آموزه‌های خود دانایان دین یا انجمن مغان را به آن توصیه می‌کند. این نگرشی است که به انسانها به واسطه عقل و قدرت انتخابشان که اساس کرامت انسانی اوست ارج می نهد.

به عبارت دیگر اگر یک زرتشتی به امر من موبد راستی پیشه کند نه ارزشی دارد و نه پایدار خواهد بود. ولی اگر او به آن آگاهی دست یابد که زیربنای تمام نیکیها راستی است و بازخورد راستی به خود شخص و جهان اطراف عینا نیکی است آنگاه او با تکیه بر عقل و خرد خود راستی پیشه خواهد کرد این آنچیزی است که در فرهنگ زرتشتی «خویشکاری» می‌نامیم. به عبارت دیگر اگر بر فرض در دین باید و نبایدی هم تعریف شود تنها ضمانت اجرایی آن آگاهی تک تک مردمی است که می‌خواهیم آن را انجام دهند.

این رویه حداقل سودی که دارد این است که جلوی برداشتهای نادرست و اعمال آن را در جامعه گرفته به نوعی استفاده ابزاری از دین را به حداقل می‌رساند از طرفی با بالا رفتن سطح آگاهی جامعه ما شاهد شکل گیری جوامع آگاه دینی خواهیم بود.

البته هیچ‌گاه نمی‌توان ادعا کرد که در تمام دوره‌های گذشته دین زرتشتی، نگاه موبدان به آموزه‌های زرتشتی دقیقا اینچنین بوده است و چه بسا برداشت و تفسیرهای نادرست ایشان در دوره‌های خاص حتی باعث کمرنگ شدن اعتبار دین در میان مردم شده است. مردمی که تنها و بزرگترین پایه‌های شکل‌گیری جوامع دینی هستند.. البته همین گوناگون و گاه متفاوت بودن تفسیرها و برداشتهای دینی از متون مقدس به وسیله موبدان خود دلیل محکم دیگری است بر این مدعا که تنها ضمانت اجرای مفاهیم دینی سعی و کوشش در انتقال آگاهی به دیگران است.

البته در راستای شناخت کرامت انسانی از دیدگاه انسان شناخت مراحل عرفان زرتشتی(هفت امشاسپندان) ، سوشیانس(سودرسان یا منجی) ، فرَوَهر نماد ملی مذهبی انسان کامل در فرهنگ ایرانی و بسیاری از مفاهیم دیگر باید بررسی می‌شد.

در نهایت آنچه از اشوزرتشت به نام گاتها مانده به واسطه نخستین بودن راهی است به سوی درک اندیشه‌های بزرگمردی که برای نخستین بار راه به چنین مفاهیم بزرگ معنوی برد چرا که بی شک چگونگی دست یافتن به این معانی و عبارتی خود راه، بخشی از تعریف هدف یا آرمانی است که پیامبر بیان کرده است و ما زرتشتیان هم به عنوان پاسداران از یکی از کهنترین اندیشه‌های معنوی جهان که دوره‌های فراز و نشیب بسیاری را پشت سر گذاشته‌ای شاید بتوانیم تجربه ای باشیم فراراه شکل گیری جوامع دینی پیشرو امیدواریم. که در این راه بتوانیم موثر واقع شویم.

                                                                                                                        ایدون باد – ایدون ترج باد

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *