خانه / سخن سردبیر مجله فروهر / پاسخ به اتهامات

پاسخ به اتهامات

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۸

موبد پدرام سروش‌پور

 

بنام آنکه وستایش کتاب است           چراغ راه دینش آفتاب است

                                                                        استاد پورداوود

دین زرتشتی، دینی است به قدمت فرهنگ ایران زمین. اشوزرتشت پیامبر کهن ایران زمین، حدود ۴۰۰۰ سال پیش در این سرزمین پیامبریش را آغاز کرد. او که خود را نخستین آموزگار نامید، اندیشه‌های والایش زیربنای شکل‌گیری فرهنگ ایرانی گردید.

کتاب گاتها، مجموعه آموزشها و سرودهایی است که از اشوزرتشت باقیمانده است. این کتاب بخش مقدس و آسمانی دین زرتشتی است که موبدان و نیاکان زرتشتی در گذر سخت تاریخ آن را همچون نگینی در دل اوستا پاسداری نمودند تا به امروز که به دست ما رسیده است.

«سراسر اندیشه و گفتار و کردار اشوزرتشت الهامی است از سوی خداوند یکتا که انسان را به سوی رسایی و خوشبختی راهنمایی می‌کند.»

یسنا هات ۲۸- مقدمه گاتها

گاتها که به زبان اوستای کهن سروده شده است، قدیمی‌ترین بخش اوستا نیز می‌باشد و برپایه شواهد و نوشته‌های سایر متون دینی زرتشتیان تمام آن به درستی حفظ شده و به صورت کامل به دست ما رسیده است. این درحالی است که متاسفانه از کل کتاب اوستا تنها بخشی از آن حدود یک چهارم آن باقی‌مانده است .

بعد از شکست ساسانیان و آشفتگی که در بین جامعه زرتشتیان بوجود آمد کتاب اوستا که مجموعه نیایشها، آداب و رسوم و فقه زرتشتی بود، در قالب پنج بخش به نامهای یسنا، یشتها، ویسپرد، وندیداد و خرده اوستا جمع‌آوری شد. یسنا که مهمترین و آیینی ترین بخش اوستا بود شامل ۷۲ بخش می‌شد که موبدان ما، با قراردادن ۱۷ سرود آسمانی اشوزرتشت در میان یسنا، به درستی این یادگار اهورایی را پاسداری کردند. گاتها شامل سرودهای ۲۸ تا ۳۴ و ۴۳ تا ۵۱ و سرود ۵۳ یسنا می‌باشد. از هات ۳۵ تا ۴۱ نیز سرودهایی است بسیار نزدیک به زبان و بیان گاهانی می باشد که به احتمال زیاد متعلق به نزدیکان پیامبر است و به نام هفتن یشت نامیده می شود و از مقدس‌ترین سرودهای دینی زرتشتیان می‌باشد.

پس از آن سالهای سال است که موبدان با برگزاری آیینهای یسناخوانی با آداب و رسوم ویژه دینی از این گنجینه مقدس پاسداری کرده‌اند.

کتاب گاتها یکی از کهن‌ترین ‌نوشته‌هایی است که تا کنون به دست بشر رسیده و در آن آفریدگار هستی به یکتایی نام برده شده است و این باعث فخر و مباهات تمامی ایرانیان است که به فرهنگی تعلق دارند که از کهن‌ترین فرهنگ‌های یکتاپرستی در دنیا می‌باشد.

مقام معظم رهبری نیز در ديداری که با شركت كنندگان در ششمين همايش جهانى زرتشتيان داشتند در سخنانى تولد آيين زرتشت در ايران را به عنوان يكى از اديان آسمانى مايه فخر و مباهات ملت ايران دانستند و تاکید نمودند که اسلام رسميت دين زرتشت را پذيرفته است و ملت ايران، زرتشتيان را در هر نقطه اى از جهان كه زندگى مى كنند در زمره هم ميهنان خود محسوب مى كنند.

خوشبختانه دولت جمهوری اسلامی نیز برپایه قانون اساسی نه تنها زرتشتیان را به رسمیت می‌شناسد بلکه همواره در دفاع از حقوق زرتشتیان کوشیده است.

اما مدت زمانی است که گروههایی به صورت غیرمجاز با بهره‌گیری از فضاهای مجازی به بی‌حرمتی به این دین کهن ایرانی پرداخته‌اند البته در مواردی این بی‌حرمتی‌ها در سایه استدلالهایی از برخی از متون کهن و منتسب به دین زرتشتی صورت می‌گیرد و درنهایت منجر به شکل‌گیری فضای تهمت و افترا می‌شود.

به خصوص در شرایطی که آگاهی‌رسانی از فرهنگ ایران باستان در سطح جامعه بسیار پایین می‌باشد متاسفانه چنین تهمتهایی تاثیر بسیار بدی را به همراه دارد و از سوی دیگر طرح چنین مباحثی پرسشهای زیادی از سوی هم‌میهنان مطرح می‌سازد، لذا بر ما زرتشتیان بایسته است تا با شناخت و آگاهی این پرسشها را پاسخگو باشیم تا بدین وسیله اجازه ندهیم که فضای ناامن و بی‌حرمتی بین ادیان و مذاهب گسترش یابد که بی‌شک نه به نفع پیروان واقعی ادیان الهی است و نه به نفع ایران است.

همانگونه که مطرح شد کتاب آسمانی ما زرتشتیان گاتها است که از نظر زبان‌شناسی به زبان اوستای کهن بوده و قدمتی دیرینه‌تر از سایر بخشهای اوستا دارد و این تنها سرودهای مینوی اشوزرتشت می‌باشد که اصل و ریشه دین زرتشتی است.

مشخصه این سروده‌ها این است که در آن فقه یا شریعت دینی وجود ندارد و پیامبر در کتاب خود که آن را مانتره(کلام اندیشه برانگیز) نامیده باورها و آموزه‌های زرتشتی شامل خداشناسی، اخلاق و شناختهای مینویش را برای پیروانش بیان داشته است.

« ای مردم این حقیقت را به گوش هوش بشنوید

و با اندیشه ای روشن وژرف بینی آن ها را بررسی کنید

هر مرد و زن راه نیک و بد را شخصاّ برگزینید ،

پیش از فرا رسیدن روز واپسین همه به پا خیزید و

در گسترش آیین راستی بکوشید.» گاتها هات ۳۰ – بند ۲

چنانکه سرکارخانم دکتر کتایون مزداپور استاد فرهنگ و زبانهای ایران باستان نیز به روشنی به این موضوع اشاره کرده‌اند که : ««نکته دقیق و روشن آن است که فقه زرتشتی اصلاً و اصولاً به خود زرتشت پیامبر مربوط نیست و گرچه کوشش شده است تا فقهی مبتنی بر اصول گاهانی فراهم آید، بی ‏گفت‏وگو (بی شک) در موارد بسیاری با آن هماهنگی ندارد.» مصاحبه با مجله هفت آسمان، ش ۲۵، بهار ۸۴، ص ۱۲

به عبارت دیگر به غیر از گاتها سایر بخشهای اوستا پس از اشوزرتشت به دست موبدان نگاشته شده است که شامل مجموعه نیایشها و ادبیات دینی زرتشتیان می‌باشد که البته در بین زرتشتیان بسیار قابل احترام بوده و مجموعه‌ باورها و نیایشهایی است که در راستای اندیشه‌های گاهانی شکل گرفته است.

بخشی از اوستای پنج‌گانه به نام وندیداد«قانون ضد دیو» بوده که شامل فقه و قوانین دینی است که به احتمال زیاد از اواخر هخامنشیان بیشتر نظم گرفته و کاربردی شده است. اگر چه در وندیداد قوانینی بیان شده که در زمان خودش هم کاربردی و هم مفید بوده است اما موبدان بزرگ زرتشتی بارها بر این نکته تاکید کرده‌اند که این کتاب در حال حاضر کاربردی نمی‌باشد و از آنجایی که در کتاب مقدس زرتشتیان یا همان گاتها نیز هیچ فقه دینی وجود ندارد لذا تقدس قانون در سایه دین در آموزه‌های زرتشتی جایگاهی نداشته و زرتشتیان براساس پویایی جوامع و خرد جمعی با قوانین روز و مورد پذیرش جامعه رفتار می‌نمایند.

از طرف دیگر در ایران باستان تنها دین رایج دین زرتشتی نبوده است و در کنار زرتشتیان همواره ادیان دیگری نیز نظیر پیروان مهر، زروان، مانی و … نیز بوده‌اند. حتی بزرگترین کلیسای آشوریها در تیسفون در زمان ساسانیان از رونق زیادی برخوردار بوده است.

در تاریخ از مناظره‌های نقل شده است که موبدان زرتشتی با سایر موبدان و روحانیون این ادیان انجام می‌داده‌اند که در دنیای باستان کم‌نظیر بوده است.

بیشتر این ادیان از آنجایی که ریشه‌های فرهنگی در شرق و ایران داشته‌اند در بسیاری موارد از باورها و به خصوص نامهای مقدس زرتشتی نیز بهره می‌بردند در حالیکه که مبانی کاملا متفاوتی داشته‌اند. دین مهر یک دین بسیار کهن که آیین‌های قربانی برخلاف باورهای زرتشتی در آن رواج داشته است. آیین مانوی یک دین کاملا دوگانه‌گرا بوده و در مقابل خدای نیک به خدای بدی باور داشته که مبدا و آفریننده هم بوده است.

دین زروان که خدا را زروان یا خدای زمان می‌دانسته که از او دو فرزند به نام اورمزد و اهریمن که در تضاد با هم بوده‌اند متولد شده‌ است.

در مواردی این باورهای سایر ادیان باستانی ایرانی به زرتشتیان منتسب می‌شود در عین حال که باید پذیرفت در دوره‌هایی نیز بخشهایی از این باورها حتی در فرهنگ زرتشتی آن زمان هم تاثیر گذشته که این هم یک امر طبیعی است.

اما آنچه مسلم است اشوزرتشت در گاتها خدای یکتا را اهورامزدا می‌نامد به معنی « دانای کل هستی‌بخش » و در گاتها اوست تنها آفریننده هستی.

« ای خداوند جان و خرد هنگامی که در اندیشه خود ترا سرآغاز و سرانجام هستی شناختم

آن گاه با دیده دل دریافتم که تویی سرچشمه منش پاک ،

که تویی آفریننده راستی و داور دادگری که کردار مردمان جهان را داوری کنی.»

گاتها هات ۳۱ – بند ۸

در گاتها سرچشمه بدیها هیچگاه در برابر اهورامزدا قرار نگرفته است بلکه نیکی و بدی زاییده زندگی است و زندگی با آفرینش انسان در جهان شکل گرفته است.

انسان از ذره‌ای از دانایی کل یا همان «اندیشه» بهره برده است که اتفاقا به واسطه همین برترین آفریده اهورامزدا منسوب شده است. اما اندیشه‌ای که به سوی وهومن «نیک اندیشی» پیشرفت نماید نه به سوی پایین و بداندیشی.

اندیشه انسان به واسطه اینکه در ابتدا ناقص بوده و به جایگاه وهومن دست‌نیافته می‌تواند هم نیکی را شکل بدهد و هم بدی را.

«آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور پدیدار شدند

یکی نیکی است و دیگری بدی در اندیشه وگفتار و کردار .

مرد خردمند از میان این دو راستی را برخواهد گزید

ولی شخص کج اندیش و نا بخرد چنین نخواهد کرد و به بیراهه خواهد رفت.» گاتها – هات ۳۰ بند ۳

در گاتها هیچ‌گاه پیامبر وجود بدی را توجیه نکرده است و از طرفی اتفاقا فلسفه به پیامبری رسیدن خود را همین از بین بردن بدیها در جهان می‌داند و در گاتها نیز خود را دشمن سرسخت دروغ می‌شمارد که به اعتقاد پیامبر ریشه تمام بدیهاست.

«آن گاه چنین پاسخ دادم : من زرتشت دشمن سر سخت دروغ و دروغگویان هستم

و تا آن جا که مرا نیرو و توان است با آن ها پیکار خواهم کرد» هات ۴۳ – بند ۸

در مورد آتش و جایگاه آتش در دین زرتشتی نیز نخست باید بدانیم که قدمت آتشکده‌ها و کاربرد آنها به سالها قبل از به پیامبری رسیدن اشوزرتشت باز می‌گردد. بنا بر اسطوره‌های کهن ایرانی که در شاهنامه نیز به آن اشاره شده است. در زمان یکی از پادشاهان پیشدادی به نام هوشنگ آتش به دست او کشف و نگاهداری شد. که هم‌اکنون نیز زرتشتیان روز کشف آتش را به نام «سده» جشن باشکوهی می‌گیرند. اما در اصل این جشن یک جشن دینی نیست بلکه یک جشن ملی است و کشف آتش در حقیقت آغاز دوران صنعتی ایران زمین بود. چنانچه در شاهنامه نیز آمده پادشاه بعد از هوشنگ، طهمورث بود که به دلیل آنکه در زمان او ایرانیان با بهره بردن از آتش توانسنتد آهن را از سنگ جدا نموده و ابزار بسازند به طهمورث زیناوند مشهور شد. بعد از طهمورث شاه جمشید آتشکده‌های زیادی را در ایران بنا نهاد که حتی برخی قدمت آتش روشن در آتشکده یزد را نیز، آن زمان می‌دانند.

اشوزرتشت در گاتها نماد خدا را نور می‌داند و به همین دلیل زرتشتیان همواره رو به سوی نور به درگاه اهورامزدا نیایش می‌کنند به عبارتی پرستش‌سوی زرتشتیان نور است و به همین دلیل بوده نمادهای طبیعی نور نظیر خورشید، ماه، ستارگان و آتش به واسطه نورشان جایگاه ویژه در فرهنگی دینی زرتشتی پیدا می‌کند به خصوص در نیایشگاهها که زرتشتیان روی به سوی نور آتش به نیایش اهورامزدا می‌پردازند.

« اوست نخستین اندیشه گری که با نور خود افلاک را درخشان ساخت

و با نیروی خرد خویش قانون راستی بیافرید تا نیک اندیشان را یار و پشتیبان باشد .

ای خداوند جان و خرد و ای کسی که همیشه و در همه حال یکسانی ،

با روح مقدست فروغ ( ایمان ) را در قلب ما برافروز.» گاتها هات ۳۱ – بند ۷

اینکه در سایر بخشهای اوستا نظیر خرده‌اوستا، نیایشهایی با نام خورشید نیایش، مهرنیایش، ماه نیایش، آبزور و آتش نیایش وجود دارد به باور کهن ایرانی باز می‌گردد. بر اساس این باور ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که هر کدام از آفریده‌های اهورامزدا علاوه بر بعد مادی یک بعد مینوی نیز دارند که این آفریده‌ها هم شامل آفریده‌های قابل مشاهده‌ای نظیر خورشید، ماه، آتش، آب و … می باشند هم آفریده‌هایی نظیر راستی، مهر(عهد و پیمان) می‌شوند.

باوری دیگر نیز بیانگر این واقعیت است که هند و ایرانیان قبل از ظهور اشوزرتشت طبیعت‌گرا بودند و در حقیقت آفریده‌های نیک اهورایی که بیشترین تاثیر را در زندگیشان داشته احترام گذاشته و ستایش می‌کردند و این بسیار باارزش است که حتی در دوران قبل از یکتاپرستی ایرانیان به جای روی آوردن به دعا و قربانی برای خدایان بد که در فرهنگها همجوار رایج بوده همواره به ستایش نمادهای سودرسان و نیک می‌پرداختند.

و از طرف دیگر این تنها راه دست‌یافتن به خدای یکتایی است که آفریننده تمامی این نمادهای زندگی است و ایرانیان با ستایش آفریده‌ها و نمادهای خداوند در روی زمین در باور خود مسیر دست یافتن به خدای یکتا را هموار کرده بودند.

پس از به پیامبری رسیدن اشوزرتشت و گسترش باور یکتاپرستی در ایران، این خدایان جایگاه خودشان را در خدایی از دست داده، اما به عنوان فرشتگان نگاهبان این آفریده‌ها، در فرهنگ دینی زرتشتی باقی ماندند و این امر به روشنی در ترجمه متن اوستایی این نیایشهایی نظیر آتش نیایش قابل مشاهده است.

«درود به تو ای آتش ای برترین آفریده نیک و ستودنی اهورامزدا. برمی‌گزینم کیش مزدیسنا را که آورده زرتشت و کیشی است که ستایشگر آفریدگار یکتا و نکوهنده خدایان پنداریست» آتش نیایش، برگردان رشید شهمردان

در مورد ارزش و جایگاه زن در دین زرتشتی باید به جرات گفت که هیچ متن یا اشاره‌ای در گاتها یا حتی اوستا وجود ندارد که زن را از برابری کامل با مرد ذره‌ای پایین بیاورد و برعکس اشوزرتشت در گاتها دختر خود را پورچیستا به معنی «صاحب دانش دین» معرفی کرده‌است و از او می‌خواهد که با رایزنی با خرد خویش درخواست ازدواج جاماسب را پاسخ گوید و پورچیستا این چنین پرسش پدر را پاسخ می دهد که :

« من كسي را كه به عنوان پدر و سرور تخشاگران و خودمانيها گمارده

شده است ،‌ دوست خواهم داشت و به همسري مي پذيرم . بشود كه در بين

پارسايان زني پاكدامن و شايسته باشم و از شكوه يك زندگاني سراسر نيك منشي

برخوردار گردم .» گاتها هات ۵۳ – بند ۴

در ادامه اشوزرتشت می‌فرماید :

« هنگاميكه به آئين آزادگي و برادري پاي بند باشيد و مادام كه عشق و

وفاداري ريشه دار در دلهاي شما جفت جوان ( عروس و داماد ) وجود داشته

باشد چه در اين جهان و چه در زندگاني ديگر از بهترين پاداش بهره مند خواهيد شد.

ولي هرگاه گرفتار روح پليد اهريمني و وسوسه هاي شيطاني شده و از آئين آزادگي

و برادري دست برداريد ،‌ پي آمد آن جز رنج و اندوه و بانك دريغ و افسوس چيز ديگري نخواهد بود. »

گاتها هات ۵۳ – بند ۷

همین چند بند به تنهایی بیانگر ارزش و جایگاهی است که زن نه تنها در اندیشه پیامبر، بلکه در فرهنگ آنزمان ایران زمین داشته است. خوشبختانه از جهت ارج و جایگاه زن فرهنگ ایران باستان همواره از برترین فرهنگها بوده است. در اسناد تاریخی نیز ثبت شده است که در هیربدستانهایی که جهت پرورش موبد شکل گرفته بوده هم دختران و هم پسران آموزش می دیدند.

علاوه بر سمتهای باارزشی که زنان به عنوان سردار، مدیر و … در ایران باستان داشته‌اند در دوره ساسانیان دو زن نیز به مقام پادشاهی دست می‌یابند.

البته در دوره ساسانیان با شاخ و برگ گرفتن بیش از حد شریعت دین زرتشتی توسط موبدان که بیشتر بر پاکی، ناپاکی استوار بود کمی جایگاه بانوان در برپایی آیینها و مراسمهای دینی کمرنگ شد.

در حال حاضر نیز بانوان می‌توانند به درجه موبدی دست‌یافته و بدون هیچ تبعیض یا ساختار طبقاتی همان کارهای دینی را انجام دهند که موبدان مرد انجام می‌دهند.

یکی دیگر از تهمتهای ناروا و بزرگی که به زرتشتیان در این سایتها نسبت داده شده است ازدواج با محارم است و واژه‌ای به نام «خویتودت» به آن نسبت داده می‌شود اگر چه این واژه چند بار در اوستا به کار رفته ولی به هیچ وجه به معنی ازدواج با محارم نبوده و کوچکترین توضیحی که بتوان چنین برداشتی را از آن داشت نیامده است.

اینکه چنین انحراف بزرگ اجتماعی را تنها به استناد متونی غیراوستایی به جامعه نیک زرتشتی نسبت می‌دهند بسیار نارواست. جامعه‌ای که در آن همواره به خانه و خانواده به عنوان پایه‌های اصلی جامعه احترام فراوانی گذاشته می‌شده. جامعه‌ای که در سنت آن ازدواج یک زن و یک مرد ازدواج مرسوم بوده و حتی برای حفظ حریم امن خانواده طلاق در آن امری بسیار نکوهیده محسوب می‌شده است. چگونه می توانسته چنین انحرافی رواج داشته باشد.

در متون فقهی زرتشتی نظیر «روایت داراب هرمزدیار» نیز در مورد محدودیتهای ازدواج پاسخ داده شده و موبدان و جامعه زرتشتی نیز همواره این اتهام را رد کرده‌اند.

به اعتقاد پژوهشگران این انحراف دینی، شاید به وسیله اقوامی، نظیر اقوام غربی ایران که در سنتهای خود چنین باورهایی را داشته‌اند سعی شده در فرهنگ دینی زرتشتی وارد شود که باز هم به استناد همان متون هیچگاه نه به وسیله موبدان و نه به وسیله جامعه چنین چیزی پذیرفته نشده است.

البته تمامی ادیان الهی در مسیر پرفراز و نشیب تاریخ خود چنین مواردی را داشته‌اند اگر می‌توان جنایتهایی را که کشیشان در قرون وسطی انجام دادند به دین مسیحیت نسبت داد یا اعمال و رفتار بنی‌امیه و بنی‌عباس را به دین اسلام نسبت داد یا کشتارها و جنایتهایی را که در حال حاضر به وسیله گروههای تکفیری نظیر داعش با استدلالهای باطل صورت می‌گیرد را به نام پیامبر اسلام زد. آنگاه می‌توان چنین تهمتهایی را به دین زرتشتی و اشوزرتشت نسبت داد.

خوشبختانه امروز روحانیون دانا و آگاهی در راس امور دینی ایران هستند که باور دارند به وحدانیت و اینکه تمامی پیامبران الهی از خدای واحد سرچشمه گرفته‌اند و اگر کوته‌فهمی وجود دارد این ما پیروان ادیان الهی هستیم که از آن حقیقت مشترک فاصله گرفته‌ایم.

در چنین شرایطی تنها با شکل‌گیری فضای گفتگو و هم‌اندیشی است که می‌توانیم به درک حقایق الهی که در تمامی ادیان مشترکند دست یابیم و تنها کوته‌نظرانی که عقاید، باورها و تعصبات ذهنی خود را حتی از حقیقت الهی برتر می‌دانند می‌توانند این چنین باعث بی‌حرمتی به ادیان الهی و جدایی و تفرقه بین پیروان این ادیان گردند.

به امید روزی که آگاهی بر ناآگاهی و راستی بر دروغ چیره گردد که بی‌شک چنین روزی همان روز موعود یا رستاخیز است.

ایدون باد – ایدون ترج باد

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

هم اندیشی ادیان و مذاهب، تنها راه دست‌یابی به حقیقت الهی

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۵ موبد پدرام سروش‌پور   حرکت دائمی تاریخ به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *