خانه / سخن سردبیر مجله فروهر / اخلاق برتر است یا قانون ؟

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶

موبد پدرام سروش‌پور

 

اخلاق و قانون مفاهیمی کلیدی و بسیار وابسته به هم می‌باشند که تعاریف و برداشتهای متفاوتی از آنها صورت گرفته است. اخلاق از نظر کلامی جمع خُلق به معنی سرشت و خوی آدمی یا همان صورت درونی و ناپیدای آدمی است که با بصیرت دیده می‌شود در مقابل خَلق که صورت ظاهری انسان بوده و با چشم ظاهری قابل مشاهده است. به طور معمول منظور از اخلاق، ارزشها و خویهای نیک یا به عبارتی همان اخلاق نیکو می‌باشد. در مورد خوب یا بد بودن نیز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد یک دیدگاه امری را خوب می داند که نتیجه دلخواه را به همراه داشته باشد(نتیجه گرایی). در مقابل دیدگاهی دیگر نیز وجود دارد که خوب بودن را در روند یک کار می داند در عین حال که نتیجه خوب را نیز منکر نمی‌شود.(وظیفه گرایی)، این دیدگاه بیشتر دیدگاه دینی است. در گاهان اشوزرتشت نیز که برپایه اخلاق بنا نهاده شده است هر عملی که برآیند آن به سود خود انسان، سایر انسانها و سایر آفریده‌های اهورامزدا(طبیعت) باشد نیک دانسته می‌شود که هیچ‌گاه با تکیه بر بدیها یا ضدارزشها بدست نخواهد آمد.

قانون در اصل معرب شده واژه canon یونانی بوده که به هر آنچیزی گفته می شود که باعث ایجاد نظم و پایداری پیوندهای اجتماعی بین مردم می‌شود. و مهمترین نیاز به قانون همین ایجاد نظم در جامعه است اگر مجرم باور نداشته باشد که نتیجه عمل غیراخلاقی خود را می‌بیند آنگاه دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.

در چنین شرایطی مردم برای ایجاد نظم، مسوولیت قانون‌گذاری و اجرای قانون را به حکومت واگذار می‌کنند به عبارت دیگر اگر قانون را مقرراتی بدانیم که ازسوی نماینده قانون‌گذار ملت وضع شده و از سوی نمایندگان اجرایی ایشان در جامعه اعمال می‌شود در آن صورت قانون چیزی نیست جز اعمال اراده عمومی مردم در جامعه و متکی است بر خرد جمعی.

اگر جز این باشد زمینه شکل‌گیری تفکرهای دیکتاتوری فراهم می‌شود و تاریخ مملو از چنین افرادی بوده است که به جای تکیه بر اراده ملت، فریاد می‌زدند قانون من هستم.

مهمترین عاملی نیز که به قانون اعتبار می‌دهد برابری و تساوی در قانون و اعمال قانون می‌باشد، که تمامی افراد جامعه را در برابر قانون یکسان و برابر می‌داند. اما زیربنای این قوانین چیزی نیست جز آنچه که ما به عنوان اخلاق نیک می‌شناسیم. به عبارت دیگر در جوامع مدرن در راستای نهادینه کردن اخلاق نیک در جوامع است قانون و احترام به قانون شکل می‌گیرد.

البته باید پذیرفت، هیچ تضمینی وجود ندارد که این روند صددرصد درست پیاده شود و همواره به دلیل ماهیت قانون و اخلاق، مواردی پیش می‌آید که درک نیک و بد بودن امور نسبی بوده یا حتی براساس الزاماتی، قوانین از مسیر اخلاقی خود خارج می‌گردند.

در این صورت تنها تضمین، بقای روند مثبت جامعه امکان اصلاح قوانین یا به عبارتی رشد قوانین در راستای رشد خرد جمعی جوامع می‌باشد.

حال اگر در جامعه‌ای قانون به سمت مقدس شدن، میل پیدا کند در آن صورت این روند رشد و تکامل قوانین در راستای افزایش درک و شناخت خردجمعی جامعه از اخلاق نیک زیر سوال رفته و جامعه از مسیر رشد و تعالی خود خارج می‌گردد. به عبارت دیگر هیچ‌گاه نباید احترام به قانون جای خود را به ستایش قانون بدهد.

سروده‌های آسمانی اشوزرتشت که به نام گاتها می‌شناسیم مجموعه‌ای از آموزشهایی است که بشر را در راه درک اخلاق نیک راهنمایی می‌کند و شاید به همین دلیل در هیچ بند گاتها، بایست نابایستی که بتوان از آن قانون یا حکم دینی برداشت کرد وجود ندارد.

بر این اساس نه تنها مهمترین بلکه در این حوزه تنها مسوولیتی که دین زرتشتی در قبال جامعه دارد شناساندن و آموزش اخلاق نیک در جامعه است تا افراد بتوانند در هر زمانی با تکیه بر خرد جمعی برای برقراری نظم، به قانون‌گذاری و اجرای قانون بپردازند.

در سایر بخشهای مهم و متاخرتر اوستا نیز نظیر یسنا، یشتها، ویسپرد و حتی خرده اوستا این رویه کاملا حفظ شده است. اما بخشی از اوستا به نام وندیداد که به «قانون ضد دیو» ترجمه شده است در زمان ساسانیان به وسیله موبدان گسترش یافت که برعکس آموزه‌های گاتهایی به قانون‌گذاری دینی و اعمال این قوانین در جامعه پرداخت. اگر چه بارها و بارها از سوی جامعه زرتشتی و نهادهای رسمی جامعه اعلام شده است که این کتاب، اگرچه در زمان خودش حاوی موارد مفیدی نیز بوده است اما به هیچ وجه مورد پذیرش زرتشتیان امروزی نبوده و تنها منحصر به دوره خاصی از تاریخ زرتشتیان می‌باشد.

اما آنچه که مهم است درک فلسفه رد چنین دیدگاهی است.

نخست اینکه وظیفه اصلی دین از نگاه اشوزرتشت در گاتها آیا قانون‌گذاری دینی بوده یا آموزش و نهادینه کردن اخلاق در جامعه؟

دوم آیا در وندیداد اصل برابری و تساوی حقوق بین تمامی اقشار مردم کاملا حفظ شده است؟

اما به غیر از این پرسشها مهمترین عاملی که وندیداد و تلاش موبدان برای اعمال آن را زیر سوال می‌برد، مقدس شدن قانون در سایه دین است. آنچیزی که به گواهی تاریخ مدرن‌ترین و پیشروترین دولتهای زمان (ساسانیان) را در مسیر سراشیبی و نابودی قرار داد.

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

هم اندیشی ادیان و مذاهب، تنها راه دست‌یابی به حقیقت الهی

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۵ موبد پدرام سروش‌پور   حرکت دائمی تاریخ به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *