دین و آزادی

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۲

موبد پدرام سروش‌پور

ای خداوند خرد هنگامی که در روز ازل جسم و جان آفریدی و

از منش خویش نیروی اندیشیدن و خرد بخشیدی

زمانی که به تن خاکی روان دمیدی

و به انسان نیروی کارکردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی

خواستی تا هرکس به دلخواه خود و با کمال آزادی دین و راه خود را برگزیند.

گاتها – هات ۳۱ بند ۱۱

تقابل دین و آزادی شاید یکی از مهمترین چالشهایی است که در طول تاریخ جوامع دینی گرفتار آن بوده‌اند. البته برداشتهای متفاوت از مفاهیمی چون دین و آزادی به وسیله روحانیون و اندیشمندان و فلاسفه نقش بسزایی را در شکل‌گیری این چالشها داشته است.

برپایه گاتها که سخنان آسمانی اشوزرتشت می‌باشد دین از واژه اوستایی « دئنا » به معنی وجدان گرفته شده است به عبارت دیگر دین چشم درون انسانهاست و هر انسانی که به آن توانایی دست یابد که با چشم درون خود حقایق معنوی را درک نماید می‌تواند خود را دین‌دار بنامد.

اما آزادی بزرگترین موهبتی است که اهورامزدا به انسانها بخشیده است که در اندیشه انسان تجلی پیدا می‌کند. اشوزرتشت به روشنی بیان نموده است که آنچه که به انسان کرامت و بزرگی می‌دهد اندیشه اوست ذره‌ای از دانایی مزدا که خود دانایی کل است و به واسطه این موهبت الهی است که انسان قدرت اختیار کسب نموده و در ازای این اختیار است که انسان بایستی در برابر عملکرد خویش پاسخگو باشد.

هگل نیز آزادی را پیروی انسانها از اندیشه خویش تعریف می‌نماید و انسان آزاده انسانی است که تنها از اندیشه خود پیروی می‌کند سخنان دیگران را می‌شنود و آنگاه که با اندیشه خود انها را درک کرده و به کار می‌گیرد. این بزرگترین نیاز شکل‌گیری یک جامعه آگاه دینی است جامعه‌ای که در آن دینداران نه به امر خدا و پیغمبر بلکه با آگاهی و ایمان قلبی راه دین را برمی‌گزینند.

اشوزرتشت نیز در ابتدای هات ۳۰ که به نوعی آغاز آموزشهای او در گاتهاست با ارج نهادن به آزادی انسان این چنین می‌فرماید :

ای مردم این حقیقت را به گوش هوش بشنوید

و با اندیشه‌ای روشن و ژرف‌بینی آنها را بررسی کنید

هر مرد و زن راه نیک و بد را خود برگزینید

پیش از فرا رسیدن روز واپسین همه بپاخیزد و در گسترش راستی بکوشید

گاتها – هات ۳۰ بند ۲

در طول تاریخ شاهد بوده‌ایم دانشمندان و فیلسوفان بنامی را که با جملاتی دین را رد کرده‌اند یک بررسی ساده این گفته‌ها همه بیانگر این واقعیت است که انسانها هرچه قدر اندیشمندتر و آگاهتر باشند آزاده‌ترند و کمتر می‌پذیرند که بدون اندیشه از گفته‌ها یا دستورات دیگران تبعیت کنند حتی اگر این گفته‌ها پشتوانه‌ای همچون دین داشته باشند و اتفاقا بیشترین اعتراض اندیشمندان به بخشی از شریعتمداری دینهای الهی بوده است که دیگران را نادان فرض نموده و برداشتهای دینی خود را به عنوان مفروضات به دیگران تحمیل می‌کنند.

و این به معنی سلب آزادی دیگران است و طبیعی است که انسانهای آزاداندیش آن را نمی‌پذیرند.

از طرفی تمامی پیامبران الهی نیز در زمان خود بزرگترین آزاداندیشان تاریخ بوده‌اند و به واسطه همین آزاداندیشی به چنان جایگاه والایی دست یافته‌اند و ایشان بزرگترین موهبتهای الهی یعنی اندیشه و آزادی اراده را درک کرده و به کار برده‌اند. پیامبران نه صرفا براندازنده بتهای ظاهری بوده‌اند بلکه ایشان بتهای اعتقادی و ناراست زمان خود را شکسته‌اند بتهایی که در هرزمان و هر دوره‌ای می‌توانند شکل بگیرند ایشان به راستی پیام‌آوران آزادگی بوده‌اند. ما نیز اگر بخواهیم دین‌دار باشیم در نخستین گام باید ایشان را الگوی خویش قرار دهیم.

از طرفی اشوزرتشت در گاتها هیچ‌گاه بیان ننموده که دین و دینداری در زمان خودش کامل شده است و اتفاقا اشوزرتشت به روشنی خود را نخستین آموزگار می‌نامد و بزرگترین آرزویش در گاتها سوشیانسها یا آموزگاران راستینی است که بعد از او آمده و با درک پیامش راهش را ادامه بدهند.

در آموزه‌های اشوزرتشت تنها و تنها اخلاق است که محدود کننده آزادی است اخلاق در یک کلام به معنی احترام گزاردن به دیگران و پذیرفتن حق ایشان می‌باشد به عبارت دیگر تنها حد آزادی لطمه زدن به آزادی و حقوق انسانی دیگران است.

راستی که در فلسفه زرتشتی زیر بنای شکل‌گیری اخلاق نیک است به راه تشبیه شده است و در آخرین بند یسنا آمده است:

«راه در جهان یکی است و آن راه راستی»

به عبارت دیگر آزاداندیشی باعث حرکت و راستی(اخلاق) راهی است که این حرکت را در مسیر دستیابی به هدف قرار می‌دهد.

امروزه با شکل‌گیری دوره مدرن و افزایش سطح آگاهی انسانها بیش از هر دوره‌ای نیاز جوامع دینی است که چنین اندیشه‌های نابی را از حقیقت ادیان الهی در جامعه گسترش دهند و تاریخ اثبات کرده است که اگر نتوانیم پیوند درستی بین مبانی بنیادین انسانی نظیر آزادی، پیشرفت‌خواهی، راستی‌جویی و … با مفاهیم دینی برقرار نماییم این دین و دینداری است که در جامعه عقب خواهد نشست.

به امید روزی که مردمانی داشته باشیم دیندار و آزاداندیش

ایدون باد ایدون ترج باد

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *