شادی

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۰

موبد پدرام سروش‌پور

گر یک نفست ز زندگانی گذرد         مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان     عمر است چنان که اَش گذرانی گذرد

حکیم عمر خیام

در اوستا و گاتها واژه های زیادی با مفهوم شادی، آرامش، خشنودی، خوشبختی وجود دارد ولی واژه پراسی شادی از ریشه واژه «شیاتی» در زبان اوستایی اوستا گرفته شده است.

این واژه در کتیبه ها و نوشته های کهن فرهنگ ایرانی چنان جایگاهی والا و روحانی برخوردار است که حتی برخی از پژوهشگران به معنی آن شک کرده اند.

چنانکه داریوش بزرگ هخامنشی در آغاز کتیبه مشهورش برترین آفریده و موهبت خدا را بعد از آسمان و زمین و انسان، شادی می نامد.

« چه بزرگ است اهورامزدا که آسمان را آفرید، زمین را آفرید، انسان را آفرید و شادی را برای انسان آفرید. »

در فرهنگ ایران باستان شادی نه تنها بسیار ارج نهاده می شده بلکه به جرات می توان گفت برترین و در حقیقت زیربنای فرهنگی این سرزمین بوده است و این یکی از مهمترین ویژگیهای فرهنگ ایرانی نسبت به سایر فرهنگها می باشد.

در گاهشمار ایرانی هر روز ماه یک نام داشته که به نوعی نمادی از آفریده های مادی و معنوی در جهان هستی می باشد نظیر آبان(آب)، آذر(آتش)، اسفند(زمین)، مهر(عهد و پیمان)، اردیبهشت(بهترین راستیها)، بهمن(صلح و آشتی) و در فرهنگ دینی زرتشتیان اینها ایزدان یا فرشتگان نگهبان این آفریده های اهورامزدا می باشند.

در این گاهشماری روزی از ماه که اسم ماه با اسم روز برابر می شده جشن ماهانه نامیده می شده و بر این اساس ایرانیان هر ماه حداقل یک جشن ماهانه با سنبلی ویژه داشته اند(جشنهای فروردینگان، اردیبهشتگان، خردادگان و …) و در این بین جشنهایی نظیر تیرگان(روز رهایی ایران با تیر آرش)، مهرگان(روز پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک) شاید به واسطه نمادهای تاریخی جایگاه ویژه ای در بین ایرانیان داشته و همچنین جشن اسفندگان که از دیرباز جشن سپاسداری از زنان و مادران بوده است در دوره های مختلف حتی بعد از اسلام نیز برگزار می شده چنانکه ابوریحان بیروی از این جشن اسم برده که در چنین روزی مردان برای همسران خود هدیه گرفته و برای ایشان جشن به پا می داشتند.

جشنهای ویژه نوروز نیز در تمامی دوره های تاریخی این سرزمین بسیار باشکوه برگذار می شده است. علاوه بر این باید از گهنبارها نیز نام برد که اگر چه جشنهای دینی زرتشتی می باشند ولی در ۶ گاه در طول سال و هر گاه به مدت ۵ روز برگذار می شده اند. که در حقیقت جشنهای آفرینش هستند باور بر این بوده که اهورامزدا در ۶ چهره گهنبار آسمان، آب، زمین، گیاهان، حیوانات و انسان را آفریده در این چهره ها زرتشتیان ضمن نیایش و سپاسداری اهورامزدا، جشن گرفته و به داد و دهش نیز می پرداختند.

واژه جشن نیز از کلمه اوستای «یسن» به معنی نیایش گرفته شده است به عبارت دیگر در فرهنگ مزدیسنی، آیینهای دینی و نیایشها همواره با جشن و شادی در هم آمیخته اند. ریشه این نگرش را باید در اندیشه های پیامبر باستانی این سرزمین جستجو کرد. چرا که شادی در فلسفه گاهانی یک امر مشترک بین خالق و مخلوق یا عاشق و معشوق می باشد. همانگونه که یک بهدین نیایشهای خود را با آرزوی خشنودی دادار یکتا آغاز می کند. «خشنه اتره اهوره مزدا» اهورامزدا هم بزرگترین آرزویش شادی بندگانش می باشد لذا در چنین دیدگاهی شادی یک هدف والاست و مهمترین نویدی که اشوزرتشت در گاتها به پیروان راستی داده است بهره بردن از شادی دیرپا یا همان خوشبختی است.

این شادی تنها از راه نیک منشی بدست می آید و اگر شادی از راه نادرست و در ازای ناشادی دیگری یا حتی ذره ای از روان آفریش حاصل گردد نه تنها پایدار نبوده بلکه رنج دیرپا را برای آن فرد به همراه خواهد داشت.

« هر کار نیکی که برای نیکی و در پرتو راستی انجام شود شادمانی به بار خواهد آورد. آموزشی که انسان را به خرد و دانش واقعی رهبری می کند و پاداش آن رسیدن به تو است ای خداوند جان و خرد»  گاتها هات ۳۴ – بند ۱۳

و این خود دلیل با ارزشی است بر جایگاه شادیهای دسته جمعی یا جشن در فرهنگ ایرانی. اما کهن ترین جشن ایرانی که از هزاره های دور برای ما به یادگار مانده است «جشن سده» نام دارد. جشنی که به دوران پادشاهان پیشدادی بسیار قبل از اشوزرتشت باز می گردد و بیشتر از آنکه رنگ و بوی دینی داشته باشد یک جشن کاملا ملی است. بر پایه شاهنامه در چنین روزی آتش به دست هوشنگ شاه کشف شد. پیدایش آتش به دستان ایرانیان از یک سو سند بسیار باارزشی از تمدن ساز بودن مردمان این سرزمین است از سویی دیگر یادآور آغاز دوران شکوفایی صنعت و تمدن ایرانی است.

در این روز ایرانیان برای نخستین بار در کنار آتش با شادی پرداخته و جشن بپاداشتند و از این پس شادی در کنار آتش به یک سنت ایرانی تبدیل شد. چنانکه در اسناد تاریخی آمده بعد از پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک در روز مهرگان ایرانیان صد آتش بزرگ به پاس پیروزی و شادی در اطراف دماوند برافروختند. همچنین آیینی را نیز که امروزه به نام چهارشنبه سوری می نامند بر اساس معتبرترین برداشتهای تاریخی به آخرین چهارشنبه ای از سال باز می گردد که ایرانیان مسلمان آخرین خلیفه عباسی را کشتند و به ظلم و ستم امویان و عباسیان در این سرزمین پایان دادند و شب هنگام با برافروختن آتش به شادی پرداخته و این رسم را هر ساله برگذار نمودند.

فرهنگ، پشتوانه هر ملت و پلکانی است برای پیشرفت ملتها. امروزه شاهد آن هستیم کشورهایی در جهان پیشرو هستند که بیشتر به تجربیات گذشتگان خود یا همان گنجینه های فرهنگی خود ارج می نهند. ما ایرانیان از یکی از باشکوه ترین و باارزش ترین فرهنگهای بشری بهره مندیم و متاسفانه شاید کمتر از هر قومی از آن سود می جوییم.

فرهنگی که به ما می آموزد که راز ترقی، صنعتی شدن و پیشرو بودن یک ملت در درک و شناخت جایگاه شادی در آن جامعه است. فرهنگی که به ما می آموزد دو جهان گیتی(مادی) و مینو(معنوی) دو جهان همراستا هستند و انسانی رستگار است که از این جهان سربلند و شاد زیستن را پیشه خویش سازد. فرهنگی که به ما می آموزد بزرگترین موهبت خدا برای فرزندانش شادی است همان چیزی خدا هم به آن محتاج است.

چنین فرهنگی نه تنها با آموزه های هیچ دینی تناقض نداشته بلکه بی شک کلید رمزگشایی حقایق معنوی نیز می باشد و این ما پیروان یک دین و مهمتر از آن، ما موبدان و روحانیون دینی هستیم که شاید در برهه های از زمان این اصول را در جایگاه خودش درک نکرده و کوتاهی کنیم.

ما زرتشتیان سالهای سال است که بنا بر یک مسوولیت تاریخی بار پاسداری و نگهداری بسیاری از این گنجینه های فرهنگی را به دوش می کشیم جشنهایی نظیر مهرگان و سده. جشنهایی که نه فقط متعلق به زرتشتیان بلکه متعلق به همه ایرانیان و فارسی زبانان می باشد و بزرگترین آرزیمان این است که روزی فرارسد که ما زرتشتیان همازور و هم بسته با همه ایرانیان چه مسلمان، چه مسیحی، چه یهودی و … برپادارنده این جشنهای باشکوه باشیم.

ایدون باد – ایدون ترج باد

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *