خانه / سخن سردبیر مجله فروهر / خوشبختی فردی و جمعی در دین زرتشتی

خوشبختی فردی و جمعی در دین زرتشتی

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۵۷

موبد پدرام سروش‌پور

 

«خوشبختی از آن کسی است که خواستار خوشبختی دیگران باشد.» (گاتها هات ۴۳ بند ۱)

فلسفه ای که کانت در مکتب نوین خود به نام فلسفه دگرخواهی بیان می دارد نخستین بار از دل سروده های اشوزرتشت پیامبر باستانی ایران زمین به جهانیان عرضه گردیده است.

اشوزرتشت در فلسفه گاهانی به دو بعد کمال فردی و اجتماعی ارزش می گذارد. ایشان در گاتها از هفت امشاسپندان نام می برد که شاید در نگاه اول مراحل کمال فردی انسان برداشت گردند اما آنچه مشخص است حتی راه رسیدن به کمال فردی، تلاش برای کمال جمعی و خشنودی روان آفرینش(روان تمام آفریده های نیک اهورامزدا) است.

و اتفاقا این مهمترین تفاوت پیامبران با عرفا می باشد. زمانی که یک عارف مراحل کمال را طی کرده و نوای اناالحق سر می دهد خود را فنا شده می بیند و این پایان راه برای اوست. در حالی که پیامبر پس از سالها اندیشیدن و دست یافتن به دانش الهی، زمانی که از سوی حق به پیامبری برگزیده می شود تازه این آغاز راه برای ایشان خواهد بود، راهی که آرمانش راهنمایی و خوشبختی تمامی انسانهاست .

خوشبختی یکی از بزرگترین آرمانهایی بشری است که همه انسانها برای رسیدن به آن تلاش می کنند. اگر انسان به جایگاهی برسد که خوشبختی خود را در خوشبخت کردن دیگران جستجو کند این تبلور کمال جمعی در ایشان خواهد بود.

داد و دهش و کمک به نیازمندان یکی از کارکردهای این باور است که به صورت گسترده در سنتهای زرتشتی نمود پیدا کرده است. در بندهش آمده است زمانی که اهورامزدا در شش مرحله جهان هستی را آفرید در حقیقت او با این عمل خود داد و دهش انجام داده است. بر این پایه زرتشتیان در طول سال این شش گاه نمادین را شش چهره گهنبار نامیده و در این روزها به داد و دهش می پردازند و اینگونه با رفتاری خداگونه خود را به خدای خویش نزدیک می گردانند.

امروزه نیز در علم روانشناسی اثبات شده است که افرادی از آرامش بیشتری برخوردارند که آرامش و خوشحالی خود را در دیگران جستجو می کنند بر این پایه شغل آموزگاری و پزشکی می تواند زیباترین و آرامش بخش ترین شغلها باشد. آموزگاری که با تمام عشق وقت و زندگی خود را در راه دادن آگاهی به فرزندان ما وقف می کند یا پزشکی که با تمام وجود برای درمان بیماران تلاش می نماید به معنای واقعی نمود این فرهنگ می باشند.

متاسفانه جامعه زرتشتی و به خصوص جامعه ایرانی، یکی از عزیزترین پزشکان و استادان خود را از دست داد. سرکار خانم دکتر مینا ایزدیار، عزیز و گرامی بانویی که زندگی خود را وقف کودکان سرطانی و مبتلایان به بیماریهای سخت کرده بود.

چه بسیار پدر و مادرهایی که در غم از دست دادن این بانو، عزادار شدند. بانویی که به جبر زمانه خود گرفتار یکی از این بیماریهای سخت شد با این حال تا آخرین لحظات زندگی، حتی در جایی فراتر از مرزهای ایران، این فرزندان خود را فراموش نکرد و همواره با ایشان در ارتباط بود.

بانو مینا ایزدیار توانستند با حمایت و پشتیبانی همسرشان جناب آقای دکتر پرویز ملک پور که دو دوره نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی بودند و البته همراهی سایر دوستان و اساتید، بنیان انجمن تالاسمی ایران را بنهند.

انجمنی که با عملکرد مثبت و باارزش خود توانست کلیه بیماران تالاسمی ایران را زیر پوشش قرار دهد که این یکی از باارزش ترین کارهای زیرساختی در این زمینه بود. همچنین ایشان برای اولین بار جشن کودکان سرطانی درمان یافته را برگزار کردند که بزرگترین نتیجه ای که به همراه داشت دمیدن روح امید و مبارزه در بچه هایی است که گرفتار اینگونه بیماریها می شوند.

اگر چه امروز دیگر ایشان در بین ما نیست، اما باور داریم که یادشان همواره گرامی و راهشان همواره سبز و پر رهرو خواهد بود.

ایدون باد، ایدون ترج باد

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *