خانه / سخن سردبیر مجله فروهر / «وَجَر» در سنت زرتشتی

«وَجَر» در سنت زرتشتی

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۵۶

موبد پدرام سروش‌پور

آنچه که در سنت زرتشتی به نام «وجر» یا «وچر» نامیده می‌شود از نظر کلامی از واژه «واج» به معنی کلام یا نظر گرفته شده است در اصل دیدگاه موبدان در دوره های مختلف بوده که به عنوان شایست ناشایست بیان می‌شده و راهگشای مسائل و مشکلات دینی بهدینان می باشد.

واژه «دین» نیز از ریشه فعل «دیدن» به معنی آگاهی درون گرفته شده است که در فارسی امروزی برابر با وجدان می باشد. هر فردی برای دیندار شد باید بتواند با تکیه بر وجدان، آگاهی درون خود را بالا برده و زندگی خود را برپایه آن بنا نهد در این صورت می تواند خود را در زمره بهدینان بداند کسانی که دینشان و آگاهیشان بهترین است.

پس یک زرتشتی هر نظر یا دیدگاهی را با اندیشه خود سنجیده و سپس به آن عمل می‌کند حتی اگر این دیدگاه، نظر انجمن موبدان باشد. زیرا شرط عمل دینی، آگاهی کامل و باوری است که فرد نسبت به آن دارد و این مهمترین آموزشی است که اشوزرتشت در گاتها برای جهانیان به یادگار گذاشته است.

« ای مردم این حقیقت را به گوش هوش بشنوید و

با اندیشه ای روشن و ژرف بینی آنها را بررسی کنید .

آنگاه هر مرد و زن راه نیک یا بد را شخصا و به اختیار برگزینید ،

پیش از فرارسیدن روز واپسین همه به پاخیزید و در گسترش آیین راستی بکوشید .»

هات ۳۰ بند ۲ (گاتها)

در این بند که از نخستین بندهای گاتها و به نوعی آغازگر پیام آوری اوست، اشوزرتشت به روشنی بیان کرده است که حتی برای شناساندن حقیقت الهی نیز نباید به حکم یا جبر متوصل شد. چرا که حقیقت نوعی آگاهی درونی است که نه تنها تقلیدی نیست بلکه هر فرد باید خود آنرا تجربه کرده و به درک آن نایل گردد. برپایه همین آموزش بنیادین اشوزرتشت است که در کل گاتها هیچ حکم یا شریعت دینی از سوی پیامبر بیان نشده است.

این آموزش دو نتیجه بسیار باارزش را به همراه دارد

نخست : جامعه دینی که بر پایه این اصل شکل می گیرد یک جامعه آگاه دینی است، جامعه ای که لااقل تک تک افراد آن خویشکاری خود می دانند که باید آگاهی خود را بالا برده و با تکیه بر اندیشه ای که برپایه این آگاهی شکل گرفته خود راه را انتخاب کرده و در آن گام بردارند. این بزرگترین تضمینی است تا اصول باوری دین هر چه کاملتر در جامعه پیاده شود.

بهدینی که به این واقعیت دین دست یافته که راستی و اشویی پایه دین زرتشتی است. راستی هیچ تبصره یا شرطی ندارد، راستی نه فقط به گفته و شعار، بلکه به عمل است که به نتیجه می‌نشیند و راستی تنها راهی است که انسان را به رستگاری و خوشبختی می‌رساند. در این صورت، بهدین نه به امر خدای خود، نه به امر پیامبر خود و نه به امر دین و موبد خود راستی را پیشه کرده بلکه او با باور و شناخت واقعی است که رو به سوی راستی آورده ، این گفته را با تمام وجود خود درک کرده که راه راست تنها راهی است که هم انسان را به هدف می‌رساند و هم به جهان اطراف سود می‌رساند و همانطور که گفته شد این بزرگترین تضمین است تا تک تک بهدینان در سختترین شرایط به خود اجازه ندهند که به دروغ رو آورند.

دوم: در چنین ساختاری موبدان نیز جایگاه واقعی خود را پیدا می کنند. موبد یا انجمن موبدان می داند که ضمانت اجرایی وجر یا نظر او تنها و تنها پذیرا بودن خرد جمعی است و لاغیر. پس همراه با هر نظری باید استدلال و منطقی همراه باشد که هدف آن آگاه کردن ذهن بهدینان است و این دقیقا روشی است که پیامبر در پیام آوری خود برگزید.

اشوزرتشت در گاتها خود را سوشیانت می‌‌نامد و بارها بیان می کند که تنها ابزار سوشیانتها آموزش و آگاه کردن دیگران است. او به زیبایی این روش را در گفتار و عمل خود به پیروانش آموزش داده است. او که پیامبر خداست و به گفته گاتها تنها کسی است که آموزشهای اهورامزدا را درک کرده است هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دهد تا حکم یا دستوری را در دل آموزشهای خود به یادگار بگذارد.

موبدانی که بتوانند با درک پیام اشوزرتشت به چنین جایگاهی برسند در می‌یابند که تنها راهشان راه اوست و تنها با تکیه بر آموزش است که می‌توان آرمان اشوزرتشت را به واقعیت رساند .

در این‌صورت است که موبدان الگوهایی خواهند شد برای بهدینان. افرادی که با گفتار و کردار خود بزرگترین آموزش را برای جویندگان پیام اشوزرتشت به همراه خواهند داشت. و اینجاست که ارزش و جایگاه لباس سفید روحانیت زرتشتی مشخص می‌گردد. موبدی که نه صرفا به گفتار، بلکه با عمل و رفتار خود می‌باید راه زرتشتی زیستن را به بهدینان آموزش ‌دهد.

البته نگاهی اجمالی به تاریخ دین زرتشتی بیان‌گر این واقعیت است در دوره‌هایی از تاریخ، ما از این پیام اشوزرتشت فاصله گرفته‌ایم و گروهی به خود اجازه داده‌اند در دینی که نه خدایش و نه پیامبرش حکم و شریعت وضع نکرده‌اند بایست و نابایست تعریف کرده و دین‌سازی نمایند. که این اتفاقا آغاز ناهمازوری جامعه است. جدا از شکاف عمیقی که به واسطه این تفکر بین موبدان و مردم بوجود می‌آید تفرقه و اختلاف گریبان موبدان و مهمتر از موبدان با مردم را فرا گرفته بود. شکل‌گیری چاشته‌های گوناگون زرتشتی در دوره ساسانی اثباتی است بر این مدعا. چاشته‌هایی که اتفاقا هرکدام از آنها انجمنی بودند از موبدانی که برای حوزه خود احکام و شریعت زرتشتی تعریف می‌کردند و کتاب شایست و ناشایست که یادگاری از دوران ساسانی است بیانگر این واقعیت است که این چاشته‌های گوناگون، علی‌رغم تلاشهای بسیار هیچگاه نتوانستند به یک وحدت رویه یا همازوری دست یابند.

خلاصه کلام اینکه در راستای درک و ارزش گذاردن به بزرگی جایگاه انسان در باور اشوزرتشت یاد بگیریم با تکیه بر اندیشه و خرد بر خودمان امر کنیم و با باور به خرد جمعی به دیگران آموزش دهیم و بدانیم که اندیشه های والا و اشو خود راه خویش را پیدا خواهند کرد.

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *