خانه / گاتها و بینش زرتشت / نوروز از دیدگاه اسطوره و فرهنگ

نوروز از دیدگاه اسطوره و فرهنگ

موبد پدرام سروش پور

نوروز یا جشن سال نو ، یکی از پایاترین و پویاترین سنتهای ایران باستان می باشد که بر اساس تاریخ اسطوره ای به دوران جمشید شاه پیشدادی بازمی گردد و چون در این روز جمشید به پادشاهی رسید و دین را نو کرد ، این روز را نوروز نامیدند .

رسم و آیینی که در طی دورانهای مختلف ، با غنی شدن فرهنگی و تکیه بر ابعاد گوناگون فلسفی و علمی خود توانست به یکی از محکم ترین سنتهای این کهن مرز و بوم تمدن ساز تبدیل می گردد .

همانطور که می دانیم سنتها در اصل ریشه و هویت یک ملتند ، که با تکیه بر یک فلسفه وجودی شکل گرفته و به مرور زمان در قالبی کارکردی در جامعه نمود پیدا کرده و به ستونها و پایه های فرهنگی جامعه تبدیل می گردند .

غنا و ارزش این فلسفه های بنیادی هر سنت است که پایداری و پویایی آن سنت و آیین را تعیین می کند ، بر این اساس هر زمان که سنتی از پایه و ریشه خود فاصله بگیرد می توان دوران نزول آن آیین و سنت را پیش بینی کرد مگر آنکه بتواند فلسفه و هویتی قوی تر را جایگزین نماید .

نخستین دورنمای فلسفی نوروز فلسفه نوشدن ، باززایی ، زندگی دوباره و باز آفرینی زمان است . که به نوعی با فلسفه تازه گردانیدن جهان و فرشگردی از یک سو و فلسفه آفرینش و تکوین هستی در ایران باستان از سوی دیگر گره می خورد .

در عین حال باید بدانیم که تاثیرگذارترین عامل بر شکل گیری و تکوین سنتها در هر دورانی تفکرات دینی آن قوم یا فرهنگ بوده و هست . نوروز نیز به عنوان یکی از کهن ترین آداب ایرانیان از این تاثیر مستثنی نیست .

اشوزرتشت پیامبر باستانی ایران که اندیشه ها و باورهای فلسفی او ، در دوران کهن تاریخ ، زیربنای فکری و فرهنگ ایران زمین را شکل داده بود ، بزرگترین تاثیرگذار بر این آیین بوده است ، تا جاییکه بسیاری از محققین ، ابداع سال خورشیدی و نوروز را به اشوزرتشت نسبت می دهند چرا که نوروز بزرگ یا نوروز خاص ، در مقابل نوروز کوچک که روز اول فروردین ماه می باشد ، منطبق بر روز ششم فروردین هست که روز زایش اشوزرتشت و در عین حال روزی است که ایشان از جانب اهورامزدا به پیامبری رسیدند . سایر آداب و مراسم این آیین نیز کاملا وابسته به تفکرات زرتشتی می باشد مانند هفت سین به نشانه هفت امشاسپند ، احترام و وابستگی به طبیعت ، فلسفه نوگرایی و تازه گردانیدن ، شادی ، جشن و غیره

اشوزرتشت در هات ۳۰ بند ۹ می فرماید « ای مزدا اهورا باشد که ما از آنانی باشیم که این جهان را تازه می گردانند ، همراه با اندیشه نیک و در کنار اشا (راستی) » .

این نو آوری یا تازه گردانیدن با تکیه بر اندیشه نیک و از روی راستی ، از پایه ای ترین فلسفه های گاتهای اشوزرتشت می باشد تا جاییکه سوشیانتها و سودرسانهایی که در گاتها به آنها اشاره شده است و بعدها در اوستا و ادبیات دینی زرتشتی ، تعبیر منجی موعود بشری را به خود گرفته اند ، کسانی هستند که بتوانند با تکیه بر اندیشه و از روی راستی در جهت تازه گردانیدن جهان ، پیشرفت و کمال بشریت گام بردارند .

این دیدگاه در طول تاریخ باعث ترقی ، حرکت و پیشرفت ایران و ایرانی بوده و خواهد بود . هر چند که در برهه هایی از تاریخ گاه ضعیف شده است ولی به جرأت می توان گفت که این فلسفه در قالب بزرگترین و مهم ترین جشن ایران زمین همواره روح نواندیشی و تازه گردانیدن را با هر نوروز در جان و وجود ایرانی می دمد و تا تاریخ هست صدای ایرانیان از نهاد حکما و بزرگمردان ایرانی این ترنم را فریاد می زند که

« بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم            فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم »

و روح لطیف ایرانی با پیوندی ناگسستنی که با طبیعت دارد هر سال با فرا رسیدن نوروز همراه و همگام با طبیعت ، نوشدن و تازه شدن را در روح خود ، خانه و خانواده می دمد و حرکت و پیشرفت را از این فلسفه و آیین کهن فرا گرفته و به کار می بندد .

از سوی دیگر همانطور که بیان شد این تجدید حیات و تولد دوباره ریشه در اسطوره های آفرینش در ایران باستان هم دارد .

نخست باید تاکید کنم که اسطوره هیچ گاه دروغ یا افسانه نیست . بلکه اسطوره را باید داستان یا سرگذشتی مینوی دانست که شرح عمل ، نهاد و یا پدیده ای است به صورت فراسویی ، که دست کم بخشی از آن از سنتها و روایتها گرفته شده و با آیینها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد و هر چه این چکیده فرهنگی یک ملت طبیعی تر و حقیقی تر باشد به تاریخ آن ملت نزدیکتر است . از این رو حوادثی را که در اسطوره نقل می شود همچون داستان واقعی تلقی می گردد ، زیرا که به واقعیتها برگشت داده می شود و همیشه منطقی را دنبال می کند .

بر طبق بندهش و سایر کتب اساطیری ایران ، اهورامزدا جهان را طی شش مرحله منطبق بر شش چهره گهنبار آفریده است . بر این اساس ، اهورامزدا نخست اسمان را می آفریند و شادی را ، که از ۱۱ تا ۱۵ اردیبهشت ماه می باشد و آن را به نام نخستین گهنبار ، میدیوزرم گاه می نامند . دومین گهنبار با نام میدیوشهم گاه آفرینش آب از ۱۱ تا ۱۵ تیرماه می باشد . سومین گهنبار از ۲۶ تا ۳۰ شهریور همزمان با برداشت محصول ، گاه آفرینش زمین است . چهارمین گهنبار ، با نام ایاسرم گاه سالگرد آفرینش گیاه است که از ۲۶ تا ۳۰ مهرماه به طول می انجامد . گهنبار پنجم با نام میدیاریم سالگرد آفرینش چهارپای مفید است که از ۱۰ تا ۱۴ دی ماه می باشد . آخرین چهره گهنبار با نام پیته شهیم گاه که منطبق بر پنج روز پایانی سال بوده و به نوروز ختم می شود گاه آفرینش انسان می باشد . از این روست که نوروز را سالروز زایش نخستین انسان با نام کیومرث هم نامیده اند .

با نوروز و پایان یافتن آفرینش جهان مادی می توان آفرینش جهان مینوی با الهام گرفتن از فلسفه هفت امشاسپند را از دیدگاه اسطوره ای اینگونه برداشت کرد که نخستین روز سال (نوروز) که منطبق است بر روز اورمزد ،در این روز سپنتا مینو که نزدکترین به اهورامزداست برای نخستین باز در جهان مادی نمود پیدا می کند دومین روز سال بر اساس تقویم زرتشتی که هر روز از ماه آن یک نام دارد وهمن است به معنی اندیشه نیک ، سومین روز به نام اردیبهشت به معنی بهترین راستیهاست ، چهارمین روز به معنی شهریاری اهورایی شهریور نام دارد و پنجمین روز سپندارمزد نام دارد که به معنی عشق اهورایی می باشد در روز ششم به نام خرداد به معنی کمال و رسایی این آفرینش جهان مینوی به کمال خود رسیده و به همین دلیل آن را نوروز بزرگ نامند و در هفتمین روز به نام امرداد به معنی بی مرگی و جاودانی این آفرینش تکمیل می گردد . این هفت مرحله عرفانی و تکامل در ادبیات اسطوره ای در دل روایاتی چون هفت خوان رستم و هفت خوان اسفندیار نمود پیدا کرده و حتی در ادبیات و عرفان بعد از اسلام هم می توان ردپای آن را در هفت شهر عشق عطار و بسیاری دیگر از دیدگاههای حکما و فیلسوفان پیدا کرد . نوروز نیز به عنوان نزدیکترین سنت به این زایش و کمال ، هفت سین را به نمایندگی از این هفت مرحله کمال یا هفت امشاسپند روی سفره خود هرساله می بیند .

البته مهم ترین و منطقی ترین دلیل بر پیدایش جشن نوروز را باید در اسطوره پادشاهان پیشدادی که نخستین فرمانروایان ایران باستان بوده اند جست . براساس شاهنامه که از مهم ترین منابع اسطوره ای ایران می باشد و از کتابی متعلق به ایران باستان به نام خدای نامه برداشت شده است . کیومرث نخستین فردی است که انسانها را از بالای کوه به پایین سرازیر کرده و آنها را دور هم جمع کرد و به ایشان خوراک خوراند و لباس پوشاند . به عبارت دیگر کیومرث اسطوره نخستین جامعه بشری و ارتباطات انسانی به معنای امروزی است . بعد از او سیامک و هوشنگ شاه بودند که که در دوران هوشنگ شاه ، علاوه بر خانه سازی ، آتش نیز کشف گردید که در حقیقت با کشف آتش و بیرون کشیده شدن آهن از دل سنگ دوران صنعت در ایران زمین آغاز شد که در زمان طهمورث پادشاه بعدی به شکل ساخت سلاح ، ابزار ، راه و غیره کاملا نمود پیدا می کند . بعد از طهمورث برادر او جمشید به پادشاهی رسید که بر اساس اسطوره ها دوران پادشاهی او هزار سال به طول انجامید . که این دوران را به درستی می توان دوران شکل گیری و بسط فرهنگی و توسعه تمدن نامید . در این دوره هزار ساله بود که انسان از کیفیات مادی به جنبه های معنوی روی می آورد و صنعت و ساختن ابزار و خورش و پوشش از حد نیاز نخستین ، بیرون می آید و تقسیم کار و اصناف صورت می پذیرد . مهم این است که در تمام مراحل این سیر و تحول فرهنگ و تمدن ، هیچ ردپایی از تصادف یا معجزه یا جهش ناگهانی و فرشته آسمانی وجود ندارد و به عبارت دیگر همانطور که آتش در دوران هوشنگ شاه از برخورد سنگی بر سنگ دیگر به طبیعی ترین شکل ممکن کشف گردید و توسط خرد و توان ایرانی در اختیار او قرار گرفت می توان نتیجه گرفت که نوروز و تقویم خورشیدی هم که در دوران شاه جمشید بوجود آمده پاسخی بوده به نیاز انسان متمدن کشاورز که نیاز داشته تا با سنجش زمان در ظرفی درست زمان صحیح کاشت و برداشت خود را مشخص نماید .

به جمشید بر گوهر افشاندند     مر آن روز را روز نو خواندند

بزرگان به شادی بیاراستند       می و رود و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار   بماند از آن خسرو نامدار

همانطور که بیان شد اسطوره هرچه واقعی تر و منطقی تر باشد ، به تاریخ آن ملت نزدیکتر است ، پس با تکیه بر این روند منطقی شکل گیری تمدن و پیدایش تقویم خورشیدی و نوروز و همچنین پایا بودن و جایگاه خاص این آیین در فرهنگ ایرانی به جرأت می توان ادعا کرد که ایران و ایرانی ، خواستگاه و کاشف روزشمار خورشیدی بوده و این زمانبندی علمی را در دل سنتی بسیار غنی و پویا به نام نوروز به جهانیان عرضه کرده اند .

اگرچه سنتها به دلیل وابستگی زیادی که به اعتقادات و تفکرات دینی هر قوم دارند و در اصل پایه هایی از بعد شریعت و جامعه شناختی دین می باشند که در جامعه شکل گرفته و تبدیل به پایه های اعتقادی مردم می شوند ولی سنت نوروز از خاص ترین سنتهایی است که با تکیه بر بنیه ها و فلسفه های قوی و پشتوانه خود ، مرز دین را گذرانده و در دل فرهنگ ایرانی ، به بسیاری از فرهنگهایی که در ارتباط با ایران بوده اند راه پیدا کرده است .

چنانکه جشن زگموک یا نوروز بابلی در بین یهودیان از حدود ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد در همین اعتدال بهاری برگزار می شده است . مراسم مربوط به تموز، آدونیس و آتیس هم در بابل و یونان باستان شباهتهای زیادی به نوروز ایرانی دارد . در مصر هم چنین آیینهایی بوده و قبطی ها نوروز را آغاز سال خود می گرفتند . حتی معنی لاتین اسامی ماههای میلادی نظیر سپتامبر ، اکتبر و دسامبر که به اعداد ۷ ، ۸ و ۱۰ اشاره می کند در حالیکه سپتامبر در حال حاضر نهمین سال میلادی بوده و اکتبر دهمین و دسامبر به معنی ۱۰ دوازدهمین ماه سال میلادی کنونی می باشد . این باور را قوت می بخشد که حتی سال نو میلادی هم بر نورز منطبق بوده و بعدها با گسترش مسیحیت به دلایل که شاید یکی از آنها هم عدم تبعیت از فرهنگ ایرانی باشد این جشن نو شدن سال در فرهنگ مسیحیت جابجا شده است .

با ورود اسلام به ایران هم نه تنها این سنت پایدار ماند حتی از طرف بزرگان دین اسلام هم مورد تایید و تمجید قرار گرفت . چرا که اولا ایران به دلیل ساختار متمدن و کشاورزی خود نمی توانست از ماه قمری استفاده کند چرا با این روزشمار تعیین فصلها و زمانهای کشاورزی ممکن نمی باشد چرا که دائما در حال گردش هست . ثانیا این ماهیت و مشخصه فرهنگ ایرانی است که همواره با تکیه بر غنای فکری و قدمت تاریخی پشتوانه خود ، فرهنگهای دیگر را پذیرا شده و آنها را در دل خود حل کرده و حتی در جهت پیشرفت و ترقی آنها نیز گام برداشته و به آنها اعتبار هم می بخشد . همین امر باعث شد در تمامی دوره حکومتهای اسلامی در ایران نوروز به عنوان بزرگترین و اصلی ترین جشن ایرانی همواره هم در نهادهای حکومتی و هم در دل مردم با شکوه و عظمتی در خور نام نوروز بر پا می شده است . البته برخورد شایسته و در خور ستایش بزرگانی چون حضرت علی (ع) و امام صادق (ع) با این سنت با ارزش باستانی در این روند بی تاثیر نبوده است .

نقل است که در زمان خلافت عمر بن خطاب ، هرمزان استاندار خوزستان که مسلمان شده بود ، از شیرینی و دیگر اقلام خوان نوروزی ، خوانچه ای جهت علی بن ابیطالب (ع) فرستاد . حضرت از آورندگان پرسید علت فرستادن این خوانچه کدام است . گفتند موجب فرارسیدن عید نوروز می باشد . حضرت گفتند : کل یوم نیروزنا ، یعنی هر روز را برایمان نوروز سازید . همچنین عده ای از مورخین روز جانشینی علی بن ابیطالب در عید غدیر خم ، در سال دهم هجری برابر با بیست و نهم حوت ( اسفند ) و روز چهارم خمسه مسترقه می دانند که با نوروز همزمان می ماند . البته بعدها در مجموعه عظیم بحارالانوار تالیف مجلسی نوروز با بسیاری از وقایع اسلامی نظیر بعثت پیامبر ، واقعه جانشینی علی بن ابی طالب و همچنین جلوس وی به خلافت و ظهور امام مهدی موعود همزمان شده است .

ایشان روایت می کنند که امام صاد ق در مورد نوروز چنین فرموده است : « در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخنده ای است برای خواستن نیازها و بر اورده شدن آرزوها » در ادامه نیز ایشان فرموده اند « در نوروز خوب شست و شو کنید و خود را پاک نگهدارید و بهترین جامه ها را بپوشید و بوهای خوش به کار برید و سپاس خداوند را به جای آورید ، زیرا در آن روز پیامبر اسلام در دشت غدیر هم برای ولایت علی ( ع) از مردم بیعت گرفت . در آن روز حضرت علی بر مردم نهروان پیروز گشت . در این روز امام دوازدهم که از دیده ها پنهان است پدیدار می شود و خداوند او را یاری می کند . هنگامی که جشن نوروز فرا می رسد ، ما چشم به راهیم از سوی پروردگار پیروزی و شادی برسد ، چه که آن روز به ما اختصاص دارد و پارسیان آن را نگاهداری کرده اند ، ولی شما جایگاه آن را به هدر برده اید و نیک نگاه نداشته اید »

                                                                                                            هر روزتان نورزو باد

                                                                                                           موبد پدرام سروش پور

منابع :

جشنهای ایران باستان                  نگارش سرگرد اورنگ

نوشتار دورنمایه های اساطیری نوروز   نگارش دکتر ابوالقاسم پورمطلق

جشن های آب                         نگارش آقای هاشم رضی

تاریخ اساطیری ایران                   نگارش دکتر ژاله آموزگار

فرهنگ و تمدن ایران                   نگارش علیقلی محمودی بختیاری

نوشتار نوروز                             نگارش دکتر ژاله آموزگار

کتاب نوروز                             نگارش مهندس محمد حسین امینی سام

تاریخ نوروز                             نگارش عبدالعظیم رضایی

بندهش                                 گزارنده مهرداد بهار

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *