خانه / در میان رسانه ها / نوروز از ديدگاه اسطوره و فرهنگ “هفت سين ،نماينده هفت مرحله كمال

نوروز از ديدگاه اسطوره و فرهنگ “هفت سين ،نماينده هفت مرحله كمال

روزنامه اعتماد، شماره ۱۰۷۸ به تاريخ ۲۸/۱۲/۸۴، صفحه ۹ (پرونده روز)

موبد پدرام سروش پور

نوروز يا جشن سال نو، يكي از پاياترين و پوياترين سنت هاي ايران باستان است كه براساس تاريخ اسطوره يي به دوران جمشيد شاه پيشدادي باز مي گردد و چون در اين روز جمشيد به پادشاهي رسيد و دين را نو كرد، اين روز را نوروز ناميدند.
رسم و آييني كه درطي دوران هاي مختلف ، با غني شدن فرهنگي و تكيه بر ابعاد گوناگون فلسفي و علمي خود توانست به يكي از محكم ترين سنت هاي اين كهن مرزو بوم تمدن ساز تبديل شود.
سنت ها در اصل ريشه و هويت يك ملتند كه با تكيه بر يك فلسفه وجودي شكل گرفته و به مرور زمان در قالبي كاركردي در جامعه نمود پيدا كرده و به ستون ها و پايه هاي فرهنگي جامعه تبديل مي شوند.
غنا و ارزش اين فلسفه هاي بنيادي سنت است كه پايداري و پويايي آن سنت و آيين را تعيين مي كند. براين اساس هر زمان كه سنتي از پايه و ريشه خود فاصله بگيرد مي توان دوران نزول آن آيين و سنت را پيش بيني كرد مگر آنكه بتواند فلسفه و هويتي قوي تر را جايگزين كند.
نخستين دورنماي فلسفي نوروز فلسفه نو شدن ، باززايي ، زندگي دوباره و بازآفريني زمان است كه به نوعي با فلسفه تازه گردانيدن جهان و فرشگردي از يك سو و فلسفه آفرينش و تكوين هستي در ايران باستان از سوي ديگر گره مي خورد. در عين حال بايد بدانيم كه تاؤيرگذارترين عامل بر شكل گيري و تكوين سنت ها در هر دوراني تفكرات ديني آن قوم يا فرهنگ بوده و هست . نوروز نيز به عنوان يكي از كهن ترين آداب ايرانيان از اين تاؤير مستثني نيست .
اشوزرتشت پيامبر باستاني ايران كه انديشه ها و باورهاي فلسفي او در دوران كهن تاريخ ، زيربناي فكري و فرهنگ ايران زمين را شكل داده بود، بزرگترين تاؤيرگذار براين آيين بوده است ، تا جايي كه بسياري از محققان ، ابداع سال خورشيدي و نوروز را به اشوزرتشت نسبت مي دهند چراكه نوروز بزرگ يا نوروز خاص ، در مقابل نوروز كوچك كه روز اول فروردين ماه است ، منطبق بر روز ششم فروردين است كه روز زايش اشوزرتشت و در عين حال روزي است كه ايشان از جانب اهورامزدا به پيامبري رسيدند. ساير آداب و مراسم اين آيين نيز كاملاص وابسته به تفكرات زرتشتي است مانند هفت سين به نشانه هفت امشاسند، احترام و وابستگي به طبيعت ، فلسفه نوگرايي و تازه گردانيدن ، شادي ، جشن و غيره …
اشوزرتشت در هات ۳۰ بند ۹ مي فرمايد «اي مزدا اهورا باشد كه ما از آناني باشيم كه اين جهان را تازه مي گردانند. همراه با انديشه نيك و در كار اشا (راستي )».
اين نوآوري يا تازه گردانيدن با تكيه بر انديشه نيك و از روي راستي ، از پايه يي ترين فلسفه هاي گات هاي اشوزرتشت است تا جايي كه سوشيانتها و سودرسانهايي كه در گات ها به آنها اشاره شده است و بعدها در اوستا و ادبيات ديني زرتشتي ، تعبير منجي موعود بشري را به خود گرفته اند، كساني هستند كه بتوانند با تكيه بر انديشه و از روي راستي در جهت تازه گردانيدن جهان ، پيشرفت و كمال بشريت گام بردارند.
اين ديدگاه درطول تاريخ باعث ترقي ، حركت و پيشرفت ايران و ايراني بوده و خواهد بود. هرچند كه در برهه هايي از تاريخ گاه ضعيف شده است ولي به جرات مي توان گفت كه اين فلسفه در قالب بزرگترين و مهمترين جشن ايران زمين همواره روح نو انديشي و تازه گردانيدن را با هر نوروز در جان و وجود ايراني مي دمد و تا تاريخ هست صداي ايرانيان از نهاد حكما و بزرگمردان ايراني اين ترنم را فرياد مي زند كه :
«بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم »
و روح لطيف ايراني با پيوندي ناگسستني كه با طبيعت دارد هر سال با فرا رسيدن نوروز همراه و همگام با طبيعت ، نو شدن و تازه شدن را در روح خود، خانه و خانواده مي دمد و حركت و پيشرفت را از اين فلسفه و آيين كهن فرا گرفته و به كار مي بندد.
از سوي ديگر اين تجديد حيات و تولد دوباره ريشه در اسطوره هاي آفرينش در ايران باستان هم دارد.
نخست بايد تاكيد كنم كه اسطوره هيچ گاه دروغ يا افسانه نيست . بلكه اسطوره را بايد داستان يا سرگذشتي مينوي دانست كه شرح عمل ، نهاد يا پديده يي است به صورت فراسويي كه دست كم بخشي از آن از سنت ها و روايت ها گرفته شده و با آيين ها و عقايد ديني پيوندي ناگسستني دارد و هرچه اين چكيده فرهنگي يك ملت طبيعي تر و حقيقي تر باشد به تاريخ آن ملت نزديك تر است . از اين رو حوادؤي كه در اسطوره نقل مي شود همچون داستان واقعي تلقي مي شود، زيرا كه به واقعيت ها برگشت داده مي شود و هميشه منطقي را دنبال مي كند.
برطبق «بندهش » و ساير كتب اساطيري ايران ، اهورامزدا جهان را طي شش مرحله منطبق بر شش چهره گهنبار آفريده است . براين اساس ، اهورامزدا نخست آسمان را مي آفريند و شادي را كه از ۱۱ تا ۱۵ ارديبهشت ماه است و آن را به نام نخستين گهنبار، مبدبوزرم گاه مي نامند. دومين گهنبار با نام ميديوشهم گاه آفرينش آب از ۱۱ تا ۱۵ تيرماه است . سومين گهنبار از ۲۶ تا ۳۰ شهريور همزمان با برداشت محصول ، گاه آفرينش زمين است . چهارمين گهنبار، با نام اياسرم گاه سالگرد آفرينش گياه است كه از ۲۶ تا ۳۰ مهرماه به طول مي انجامد. گهنبار پنجم با نام ميدياريم سالگرد آفرينش چهارپاي مفيد است كه از ۱۰ تا ۱۴ دي ماه است . آخرين چهره گهنبار با نام پينه شهيم گاه كه منطبق بر پنج روز پاياني سال بوده و به نوروز ختم مي شود گاه آفرينش انسان است . از اين روست كه نوروز را سالروز زايش نخستين انسان با نام كيومرث هم ناميده اند.
با نوروز و پايان يافتن آفرينش جهان مادي مي توان آفرينش جهان مينوي با الهام گرفتن از فلسفه هفت امساسپند را از ديدگاه اسطوره يي اين گونه برداشت كرد كه نخستين روز سال (نوروز) كه منطبق است بر روز اورمزد، در اين روز سنتا مينو كه نزديك ترين به اهورامزداست براي نخستين بار در جهان مادي نمود پيدا مي كند. دومين روز سال براساس تقويم زرتشتي كه هر روز از ماه آن يك نام دارد وهمن است به معني انديشه نيك . سومين روز به نام ارديبهشت به معني بهترين راستي هاست ، چهارمين روز به معني شهرياري اهورايي شهريور نام دارد و پنجمين روز سپندارمزد نام دارد كه به معني عشق اهورايي است در روز ششم به نام خرداد به معني كمال و رسايي اين آفرينش جهان مينوي به كمال خود رسيده و به همين دليل آن را نوروز بزرگ نامند و در هفتمين روز به نام امرداد به معني بي مرگي و جاوداني اين آفرينش تكميل مي شود. اين هفت مرحله عرفاني و تكامل در ادبيات اسطوره يي در دل رواياتي چون هفت خان رستم و هفت خان اسفنديار نمود پيدا كرده و حتي در ادبيات و عرفان بعد از اسلام هم مي توان ردپاي آن را در هفت شهر عشق عطار و بسياري ديگر از ديدگاه هاي حكما و فيلسوفان پيدا كرد. نوروز نيز به عنو
ان نزديكترين سنت به اين زايش و كمال ، هفت سين را به نمايندگي از اين هفت مرحله كمال يا هفت امشاسپند روي سفره خود هر ساله مي بيند.
البته مهمترين و منطقي ترين دليل بر پيدايش جشن نوروز را بايد در اسطوره پادشاهان پيشدادي كه نخستين فرمانروايان ايران باستان بوده اند، جست . براساس شاهنامه كه از مهمترين منابع اسطوره يي ايران است و از كتابي متعلق به ايران باستان به نام خداي نامه برداشت شده است ، كيومرث نخستين فردي است كه انسانها را از بالاي كوه به پايين سرازير كرده و آنها را دور هم جمع كرد و به ايشان خوراك خوراند و لباس پوشاند. به عبارت ديگر كيومرث اسطوره نخستين جامعه بشري و ارتباطات انساني به معناي امروزي است . بعد از او سيامك و هوشنگ شاه بودند كه در دوران هوشنگ شاه ، علاوه بر خانه سازي ، آتش نيز كشف گرديد كه در حقيقت با كشف آتش و بيرون كشيده شدن آهن از دل سنگ دوران صنعت در ايران زمين آغاز شد كه در زمان طهمورث پادشاه بعدي به شكل ساخت سلاح ، ابزار، راه و غيره كاملا نمود پيدا مي كند. بعد از طهمورث برادر او جمشيد به پادشاهي رسيد كه براساس اسطوره ها دوران پادشاهي او هزار سال به طول انجاميد كه اين دوران را به درستي مي توان دوران شكل گيري و بسط فرهنگي و توسعه تمدن ناميد. در اين دوره هزار ساله بود كه انسان از كيفيات مادي به جنبه هاي معنوي روي مي آورد و صنعت
و ساختن ابزار و خورش و پوشش از حد نياز نخستين ، بيرون مي آيد و تقسيم كار و اصناف صورت مي پذيرد. مهم اين است كه در تمام مراحل اين سير و تحول فرهنگ و تمدن ، هيچ ردپايي از تصادف يا معجزه يا جهش ناگهاني و فرشته آسماني وجود ندارد و به عبارت ديگر همانطور كه آتش در دوران هوشنگ شاه از برخورد سنگي بر سنگ ديگر به طبيعي ترين شكل ممكن كشف گرديد و توسط خرد و توان ايراني در اختيار او قرار گرفت مي توان نتيجه گرفت كه نوروز و تقويم خورشيدي هم كه در دوران شاه جمشيد به وجود آمده پاسخي بوده به نياز انسان متمدن كشاورز كه نياز داشته تا با سنجش زمان در ظرفي درست زمان صحيح كاشت و برداشت خود را مشخا كند.
به جمشيد بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
بزرگان به شادي بيارستند
مي و رود و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار
بماند از آن خسرو نامدار
به هر حال اسطوره هرچه واقعي تر و منطقي تر باشد، به تاريخ آن ملت نزديكتر است ، پس با تكيه بر اين روند منطقي شكل گيري تمدن و پيدايش تقويم خورشيدي و نوروز و همچنين پايا بودن و جايگاه خاص اين آيين در فرهنگ ايراني به جرات مي توان ادعا كرد كه ايران و ايراني ، خاستگاه و كاشف روزشمار خورشيدي بوده و اين زمانبندي علمي را در دل سنتي بسيار غني و پويا به نام نوروز به جهانيان عرضه كرده اند.
اگرچه سنتها به دليل وابستگي زيادي كه به اعتقادات و تفكرات ديني هر قوم دارند و در اصل پايه هايي از بعد شريعت و جامعه شناختي دين است كه در جامعه شكل گرفته و تبديل به پايه هاي اعتقادي مردم مي شوند ولي سنت نوروز از خاص ترين سنتهايي است كه با تكيه بر بنيه ها و فلسفه هاي قوي و پشتوانه خود، مرز دين را گذرانده و در دل فرهنگ ايراني ، به بسياري از فرهنگ هايي كه در ارتباط با ايران بوده اند راه پيدا كرده است .
چنانكه جشن زگموك يا نوروز بابلي در بين يهوديان از حدود ۲۵۰۰ سال پيش از ميلاد در همين اعتدال بهاري برگزار مي شده است . مراسم مربوط به آتيس و ادونيس هم در بابل و يونان باستان شباهت هاي زيادي به نوروز ايراني دارد. در مصر هم چنين آيين هايي بوده و قبطي ها نوروز را آغاز سال خود مي گرفتند. حتي معني لاتين اسامي ماه هاي ميلادي نظير سپتامبر، اكتبر و دسامبر كه به اعداد ۷، ۸ و ۱۰ اشاره مي كند در حالي كه سپتامبر در حال حاضر نهمين ماه سال ميلادي بوده و اكتبر دهمين و دسامبر به معني ۱۰ دوازدهمين ماه سال ميلادي كنوني است . اين باور را قوت مي بخشد كه حتي سال نو ميلادي هم بر نوروز منطبق بوده و بعدها با گسترش مسيحيت به دلايلي كه شايد يكي از آنها هم عدم تبعيت از فرهنگ ايراني باشد اين جشن نو شدن سال در فرهنگ مسيحيت جابه جا شده است .
با ورود اسلام به ايران هم نه تنها اين سنت پايدار ماند حتي از طرف بزرگان دين اسلام هم مورد تاييد و تمجيد قرار گرفت . چرا كه اولا ايران به دليل ساختار كه متمدن و كشاورزي خود نمي توانست از ماه قمري استفاده كند چرا با اين روزشمار تعيين فصلها و زمانهاي كشاورزي ممكن نيست چرا كه دايما در حال گردش هست . ؤانيا اين ماهيت و مشخصه فرهنگ ايراني است كه همواره با تكيه بر غناي فكري و قدمت تاريخي پشتوانه خود، فرهنگ هاي ديگر را پذيرا شده و آنها را در دل خود حل كرده و حتي در جهت پيشرفت و ترقي آنها نيز گام برداشته و به آنها اعتبار هم مي بخشد. همين امر باعث شد در تمامي دوره حكومت هاي اسلامي در ايران نوروز به عنوان بزرگترين و اصلي ترين جشن ايراني همواره هم در نهادهاي حكومتي و هم در دل مردم باشكوه و عظمتي در خور نام نوروز برپا مي شده است . البته برخورد شايسته و درخور ستايش بزرگاني چون حضرت علي (ع ) و امام صادق (ع ) با اين سنت با ارزش باستاني در اين روند بي تاؤير نبوده است .
نقل است كه در زمان خلافت عمر بن خطاب ، هرمزان استاندار خوزستان كه مسلمان شده بود، از شيريني و ديگر اقلام خوان نوروزي ، خوانچه يي جهت علي بين ابيطالب (ع ) فرستاد. حضرت از آورندگان پرسيد علت فرستادن اين خوانچه كدام است ? گفتند موجب فرارسيدن عيد نوروز است . حضرت گفتند: كل يوم نيروزنا، يعني هر روز را برايمان نوروز سازيد. همچنين عده يي از مورخين روز جانشيني علي بن ابيطالب در عيد غديرخم ، در سال دهم هجري برابر بيست و نهم حوت (اسفند) و روز چهارم خمسه مسترقه مي دانند كه با نوروز همزمان مي ماند. البته بعدها در مجموعه عظيم بحارالانوار تاليف مجلسي نوروز با بسياري از وقايع اسلامي نظير بعثت پيامبر، واقعه جانشيني علي بن ابي طالب و همچنين جلوس وي به خلافت و ظهور امام مهدي موعود همزمان شده است .
ايشان روايت مي كنند كه امام صادق در مورد نوروز چنين فرموده است : «در آغاز فروردين آدم آفريده شد و آن روز فرخنده يي است براي خواستن نيازها و برآورده شدن آرزوها» در ادامه نيز ايشان فرموده اند: «در نوروز خوب شست و شو كنيد و خود را پاك نگهداريد و بهترين جامه ها را بپوشيد و بوهاي خوش به كار بريد و سپاس خداوند را به جاي آوريد، زيرا در آن روز پيامبر اسلام (ص )در دشت غدير هم براي ولايت علي (ع ) از مردم بيعت گرفت . در آن روز حضرت علي بر مردم نهروان پيروز گشت . هنگامي كه جشن نوروز فرا مي رسد، ما چشم به راهيم تا از سوي پروردگار پيروزي و شادي برسد.»
هر روزتان نوروز باد

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *