خانه / دسته‌بندی نشده / به کدامین دلیل؟ مصلحت، رهبری یا نگاهبانی از جامعه؟

به کدامین دلیل؟ مصلحت، رهبری یا نگاهبانی از جامعه؟

چاپ شده در دو هفته نامه امرداد- ۱۳۸۲

ما زرتشتیان وارثان فرهنگ و تمدنی هستیم که در سالیان دراز پیشتاز فرهنگ و تمدن جهان بوده و در دوران بعد از اسلام نیز در تمام حرکت های رو به جلوی ایرانیان پیشگام یا لااقل همگام با آنان بوده است. از آن جمله می توان به شکل گیری یک نهاد مردمی به نام انجمن زرتشتیتان تهران آن هم درست در تکاپوی جریانات مشروطه اشاره کرد. این انجمن تا کنون بر خلاف مشروطه نه تنها پایدار مانده بلکه آرمان های اولیه خود را که همانا کار گروهی و شورایی با تکیه بر رای مردم است، نیز حفظ کرده است.

در این برهه ی بزرگ تاریخی که ملت و دولت ایران همگام با هم در جهت نهادینه کردن استقلال و آزادی و دست یافتن به جامعه ای متکی بر مردم سالاری گام بر می دارند، ما نیز می باید با همراهی ایشان جامعه خودمان را که خوشبختانه از نظر استقلال، آزادی و مردم سالاری در سطح بسیار بالایی قرار دارد، حفظ کرده و به سوی تکامل پیش ببریم. ولی متاسفانه در چند هفته گذشته زمزمه هایی مبتنی بر شکل گیری یک نهاد مدیریتی خاص در جامعه پیچید که به نظر نگارنده حرکتی است که از پایه با آرمان های یک جامعه نیک اندیش مبتنی بر اندیشه های آزادمنشانه اشوزرتشت به دور است.

پیشاپیش از کلیه همکیشان و خیراندیشان گرامی که در این نقد مخاطب قرار می گیرند عذر خواهی کرده و امیدوارم که بتوانیم با ایجاد یک فضای سالم گفتگو در جهت آگاهی مردم و در نهایت تکیه بر رای مستقیم ایشان این مشکل را حل کنیم. در ماه گذشته شاهد بودیم که دبیرخانه دائمی کنگره های زرتشتیان جهان از طرف آقای دکتر خسرو دبستانی به عنوان رئیس گردهمایی روسای نهادهای زرتشتیان، اساسنامه «شورای مرکزی دبیرخانه دائمی کنگره های زرتشتیان جهان» را تنها به ارگان های زرتشتی فرستاد که به تصویب موسس رسیده بود. این پیش نویس اساسنامه را نامه ای همراهی می کرد که با تعیین یک «ضرب الاجل دو هفته ای» از انجمن ها خواسته تا طی این دو هفته پیشنهادات خود را بفرستند در غیر این صورت نظر ایشان موافق تلقی شده و اقدامات بعدی صورت خواهد گرفت.

این اساسنامه توسط افرادی با نام هیات موسس تهیه شده که در اساسنامه هیات هادی و ناظر (هدایت کننده و نظارت کننده) نامیده می شوند و بنا بر این اساسنامه، وظایف دور اول هیات مدیره به مدت ۵ سال بدون انتخابات به ایشان محول گردیده است. (ماده۶-تبصره۳) و تنها در صورت کناره گیری، مسافرت یا فوت اعضا یک نفر می­تواند در این هیات جایگزین گردد (ماده ۶- تبصره ۴) . همچنین تمام نمایندگانی که جهت شرکت در شورا نامزد می شوند باید مورد تایید این هیات قرار بگیرند (ماده۹- تبصره۱) و کلیه جلسات نیز با حصور حداقل ۲ نفر از اعضای این هیات رسمیت خواهد یافت. (ماده۱۷-تبصره۴).

خود هیات مدیره که در سراسر اساسنامه با نام شورا معرفی شده است، بر اساس سهمیه بندی که هیات هادی و ناظر جهت مناطق مختلف زرتشتی نشین در نظر گرفته است انتخاب می شوند به طور مثال یزد ۳ نفر، کرمان ۲ نفر (ماده ۱۱- تبصره ۱). اعضای این هیات مدیره در مجمع همگانی که از روسای ارگان های زرتشتی تشکیل می گردد انتخاب می شوند و وظایف مشروحی را تحت هدایت و نظارت هیات هادی و ناظر به عهده می گیرند.

با بررسی دقیق اساسنامه، اولین و مهمترین هدف دبیرخانه دائمی کنگره های زرتتشتیان جهان در تهیه و شکل دهی چنین شورایی، رهبری جامعه زرتشتی می نماید. ایجاد شورایی از بین نمایندگان ارگانهای زرتشتی آن هم تنها با رای روسای این ارگانها جهت انجام اموری که به بیش از یک انجمن مربوط می شود از یک طرف و از طرف دیگر تبصره ۳ ماده ۲۰ که به وضوح اعلام می کنند مصوبات شورا بوسیله کلیه ارگان های زرتشتی لازم الاجرا است، این هدف را به روشنی نمایان می سازد و این بلند پروازی تا جایی پیش می رود که پیش بینی می شود که انجمن ها به نسبت جمعیت حوزه فعالیت، خرده مبلغی را به عنوان حق عضویت نیز بپردازند (ماده ۶- تبصره۶).

حال پرسش این است که آیا جامعه زرتشتی نیاز به یک چنین نهاد رهبری دارد؟ و اگر دارد آیا ایشان واجدین شرایط هستند؟

مدیریت مردم سالار یا مدیران برگزیده: «شخص یا اشخاصی هستند که بنا به خواست توده مردم و سوار بر افکا رعمومی به صورت ناخواسته، آن هم در شرایط زمانی خاص برای رسیدن به هدف در این مقام قرار می گیرند.» در یک جامعه نهادینه این اختیارات در حداقل زمان به نماینده مستقیم مردم که توسط آراء عمومی انتخاب شده است منتقل می گردد.

این درحالی است که اعضای دبیرخانه کنگره که احتمالا همان گروه موسس باشند کوچکترین اتکایی حتی بر آرای غیر مستقیم مردم هم ندارند و تنها می ماند نماینده محترم زرتشتیان جناب آقای خسرو دبستانی که ایشان با توجه به نمایندگیشان که البته برگرفته از رای مردم است، خود را معرفی کرده و نامه را به نام خودشان صادر فرموده اند. حال این پرسش از ایشان باقیی می ماند که آیا جامعه زرتشتی به شما به عنوان نماینده زرتشتیان جهت پی گیری امور مردم (خود) در مجلس رای داده است یا به عنوان عضوی از هیات هادی و ناظر که موسس نهادی می شود جهت رهبری ارگان های زرتشتی؟ چه خوب بود اگر جناب آقای دبستانی می گذاشتند لاقل یک بار مردم عملکرد ایشان را با رای خود مورد نقد و بررسی قرار دهند و سپس در مقام انجام چنین کار بزرگی بر می آمدند.

مهمترین نگرانی این است که جامعه ای که نهاد مدیریت آن بر آرای مستقیم مردم استوار نباشد، جهت پیشبرد کارهای خود مجبور است به اهرم های دیگری متوسل گردد که به شدت استقلال و آزادی جامعه را به خطر می اندازد.

دومین برداشتی که از این طرح می شود تلاش جهت تشکیل شورایی است به مصلحت جامعه، جهت حل و فصل امور فرا انجمنی که از حیطه وظایف انجمن های زرتشتیان یک منطقه خارج باشد (ماده ۱) و هماهنگی اموری که به بیش از یک انحمن مربوط باشد. (ماده ۱۳)

اکثر ارگان های جامعه زرتشتی طی دوره زمانبندی مشخص توسط افرادی اداره می شوند که با رای مستقیم مردم انتخاب می شوند و محدود نهادهایی که به صورت بسته و موروثی اداره می شوند. با پی بردن به این اصل مهم برای نیل به مردمی شدن، قدمهای بزرگی را برداشته اند و از آنجایی که در جامعه کوچک و آرام زرتشتی عملا هیچ نوع مرزبندی مشخص که باعث ایجاد تنش بشود، وجودندارد، همه زرتشتیان خود را نسبت به تمام ارگان ها و تمام ارگان ها خود را نسبت به همه زرتشتیان مسوول می دانند. همین امر باعث شده است که تا کنون حتی در مسائل حقوقی و مالکیت که مهمترین عوامل تنش زا هستند کمترین اختلافات ممکن بین ارگانها وجود داشته باشد. اگر به فرض هم چنین مشکلاتی به صورت حاد مانع کار ارگانها شده باشد چنین ارگانی بایستی به صورت خود جوش از دل ارگانها بوجود می آمد.

در این صورت نهادی که به مصلحت جامعه جهت حل و فصل امور و مشکلات بین انجمن ها شکل گرفته، می بایست بدون محدود کردن فعالیت این ارگان ها به وظایف خود بپردازد و این در حالی است که به کار بردن الفاظی چون «لازم الاجرا بودن» ، «یا موافقت یا صرفا از طریق شورا» این نهاد را بیشتر به یک نهاد حاکمیت شبیه میسازد تا یک نهاد مصلحت.

اگر چه در تبصره ۵ ماده ۱۵ اشاره شده است که وظایف مطرح شده در این اساسنامه نافی وظایف و اختیارات هیچ یک از سازمان ها و انجمن های زرتشتیان نمی باشد، ولی در دو تبصره بالایی همین ماده آمده است که : ارتباط زرتشتیان داخل و خارج اعم از ارگانها یا انجمن های زرتشتیان یا جماعت زرتشتی با ارگان ها و سازمان ها و زرتشتیان خارج و داخل کشور با موافقت یا صرفا از طریق شورا خواهد بود.. (تبصره ۳ و ۴ ماده ۱۵ )

سومین هدفی که از گردآورندگان این اساسنامه استنباط می شود به خصوص از دو تبصره بالا، محدود کردن کلیه ارتباطاط داخلی و خارجی زرتشتیان می باشد و ماده ۱۴ که هرگونه تشکیل کنگره سمپوزیو و هر گونه گردهمایی و همایش و اعزام نماینده به کنگره ها را از وظایف این شورا دانسته، ایجاد ارگانی است جهت نظارت و نگهبانی از جامعه زرتشتی. حال آنکه این ارگان نظارتی و نگهبان، عامل حاکمیت جهت نظارت بر جامعه می شود که در این صورت عملی اضافه بر عرف و قوانین حاکم بر کشور، جهت محدود کردن جامعه زرتشتی می شود یا عمل نظارتی است از خود جامعه که در این صورت هم صلاحیت این امر را ندارند. چرا که یا باید از طریق رای مستقیم مردم انتخاب شوند یا باید در زمینه خاصی که تخصص آن را دارند انجام وظیفه نمایند. حتی ما شاهد بوده ایم کنکاش موبدان که می تواند از نظر دینی نظارت بر جامعه کند، هیچگاه حتی در زمان بزرگانی چون آذرگشسب ها و موبد شهزادی ها چنین فکری حتی از نظر ایشان هم نگذشته است.

چون ارگان نظارتی و نگهبان در هر صورت باعث محدود کردن و سلب آزادی های جامعه می شود و از طرفی یک جامعه سالم و پویا خود بزرگترین عامل نظارت بر رفتار خود می باشد.

در این نوشتار سعی شده تا با اشاره مستقیم به بندهای این اساسنامه و به دور از هرگونه اغراق یا زیاده روی به ماهیت و تفکر گردانندگان و شکل دهندگان این اساسنامه پی ببریم، اگرچه شاید بخش هایی از این اساسنامه خوب و درجهت نیازهای جامعه بوده باشد، اما عملکرد نادرست ایشان در تهیه و تصویب اساسنامه این تصور را به شدت ایجاد می کند که حتی این حداقل هم تنها جهت راضی کردن افکار عمومی و تصویب این نهاد بوده است و کوچکترین تضمینی به عمل در آن در آینده وجود ندارد. چرا که این گروه هادی و ناظر که برای اساسنامه به یک جلسه و امضای چند عضو انجمن ها اتکا کرده اند حتی حاضر نشده اند که برای تصویب آن به این حداقل هم تکیه کنند و تنها با فرستادن اساسنامه برای انجمن ها از ایشان خواستند که طی دو هفته پیشنهادات خود را برای اساسنامه ای که یک سال تهیه آن طولی کشیده بود بفرستند تا ایشان بقیه کارهای لازم را انجام دهند.

پرسش نهایی اینجاست که ایشان چگونه تصور کرده اند ملتی که ۱۴۰۰ سال در سخت ترین و بدترین شرایط، استقلال و آزادی جامعه خود را با چنگ و دندان و به قیمت خون عزیزانشان حفظ کرده است اجازه خواهد داد تا افرادی با چنین افکاری اینگونه از داخل بند برپای این یادگار نیک اهورایی بزنند.

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

هم اندیشی ادیان و مذاهب، تنها راه دست‌یابی به حقیقت الهی

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۵ موبد پدرام سروش‌پور   حرکت دائمی تاریخ به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *