خانه / گاتها و بینش زرتشت / آزادگی و آزاداندیشی باارزشترین ره آورد پیام اشوزرتشت برای فرهنگ ایرانی

آزادگی و آزاداندیشی باارزشترین ره آورد پیام اشوزرتشت برای فرهنگ ایرانی

روز اورمزد از ماه تیر را زرتشتیان به نام نخستین پرسه همگانی سال می‌شناسند که یادآور و پاسداشت ایرانیانی است که در راه آزادی و آزادگی ایران و ایرانی در جنگ با توران کشته شدند. سرآمد ایشان آرش کمانگیر است، اسطوره ای که جان و زندگی خود را در تیر نهاد و آزادی را برای ایرانیان به ارمغان آورد.

فردوسی ایران زمین را به نام شهر آزادگان می نامد و رستم دستان در شاهنامه او نماد جاودانه آزادگی ایرانیان است. یلی بود پاسدار آزادگی ملتی در مقابل پادشاهان. اگر به اعتبار ملت به شاه قدرت می‌بخشید زمانی هم که اسفندیار به دستور شاه و به نام دین کوشید تا او را در بند کشد و دست بسته نزد گشتاسب برد، به نام ملت ایران فریاد برمی‌آورد که : « نبندد مرا دست چرخ بلند »

ولی شاید اوج تبلور آزاداندیشی و ارج نهادن به اندیشه انسانها را باید در منشور کوروش هخامنشی دانست، بزرگ مردی که به نام دوران شکوه فرهنگ ایرانی، پیام برابری انسانها، آزاداندیشی و آزادی در انتخاب کیش و راه و در نهایت حذف برده داری را برای جهانیان به یادگار گذاشت.

بی‌شک ریشه ارج و جایگاه آزاداندیشی در فرهنگ ایرانی را باید در پیام اشوزرتشت، پیامبر بزرگ آریایی جستجو کرد. مجموعه سرودهای اهورایی که امروزه به نام گاتها می‌شناسند و در نزد پژوهشگران به عنوان حکمت نخستین شناخته می‌شود. نخستین حکمت یا اندیشه‌ای که راه به یکتایی آفریدگار هستی برد. اشوزرتشت در گاتها، دادار یکتا را اهورامزدا می‌نامد. اهورا به معنی «هستی‌بخش» و مزدا از ریشه کلمه «دا» به معنی دانایی یا دانایی کل می‌باشد. خداوندگاری که حکمت نخستین برای جهانیان تعریف می‌کند دانایی کل است که به واسطه داناییش هستی بخش بوده و آفریننده جهان هستی است.

اهورمزدا ذره‌ای از دانایی خود یعنی اندیشه را در وجود انسان نهاده که اگر این اندیشه همگام با وجدان فرد به سوی پیشرفت خود و جهان آفرینش گام بردارد به جایگاه وهومن خواهد رسید.

«ای مزدا کسی که با خواست درون بین وجدان و منش خود پیوستگی پدید آورد چنین کسی از عشق و ایمان بخداوند برخوردار و در پرتو راستی و درستی به زیور وهومن آراسته خواهد گردید»   هات ۴۹-بند۵

به عبارتی از دیدگاه زرتشت تنها ملاک ارزش نهادن به انسان همین اندیشه نیک و پیشرو می‌باشد. جدای از این معیار تمامی انسانها از هر دین، مسلک، قوم یا جنسیتی که باشند با هم برابرند. از طرفی تنها در بستر آزادی است که اندیشه رشد می‌کند و می‌تواند پیشرو باشد. این همان موهبتی است که انسان به واسطه برخوردار بودن از اندیشه از آن بهره‌مند گردیده است یعنی آزادی و اختیار.

«ای خداوند خرد هنگامی که در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشیدن و خرد بخشیدی، زمانی که بتن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کارکردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی خواستی تا هرکس بدلخواه خود و با کمال آزادی راه خویش را برگزیند» هات ۳۱- بند ۱۱

از طرفی برابری انسانها که یکی از پایه‌ای‌ترین دیدگاههای اشوزرتشت در گاتهاست بیانگر این واقعیت است که از دیدگاه اهورامزدا همه انسانها به یک اندازه ارزشمندند پس تک‌تک انسانها باید به این توانایی برسند که دین خود را با تکیه بر خرد خود انتخاب کنند. اگر بهدینی صرفا به گفته پیامبر، موبد یا هر کس دیگری حتی راستی را که مهمترین اصل دین زرتشتی است پیشه کند ارزشی ندارد چرا که هر فرد باید با تکیه بر خرد خود و پس از درک و شناخت ارزشهای راستی، این خوی و روش را پیشه زندگی خویش سازد.

«ای مردم بهترین سخنان را بگوش هوش بشنوید و با اندیشه روشن و ژرف‌بینی آنها را بررسی کنید، هر مرد و زن راه نیک و بد را شخصاً برگزینید.» هات ۳۰ بند ۲

اشوزرتشت پس از ده سال اندیشیدن به جایگاهی دست می‌یابد که اهورامزدا را با اندیشه خود درک کرده و با دیده دل درمی‌یابد. و بدینوسیله او یگانه کسی است که آموزه‌های مزدا را درک می‌کند. ولی همین پیامبری که به حقیقت پیام الهی دست یافته است، زمانی که برای پیروانش سخن می‌گوید در نخستین گام ارج می نهد به اندیشه تک‌تک انسانه و اختیار ایشان در انتخاب راه. چنین دیدگاهی است که زیربنای شکل‌گیری آزاداندیشی در فرهنگ ایرانی می‌گردد و مهمتر از همه اینگونه است که پایه‌های جامعه بر پایه آگاهی تک‌تک انسانها شکل می‌گیرد این یعنی بوجود آمدن یک جامعه آگاه دینی.

به همین دلیل ارج نهادن اشوزرتشت به آزاداندیشی و آموزش او در زمینه آزادگی را باید یکی از باارزش‌ترین آموزه‌های این پیام‌آور دانست. آموزه‌ای که نه تنها در شعار بلکه در عملکرد اشوزرتشت به روشنی مشاهده می‌شود.

اگر بخواهیم این ارزش مهم فرهنگی را بار دیگر در جامعه زرتشتی نهادینه کنیم، نخست باید یاد بگیریم که تاریخمان نه صرفا از دریچه فخر و تایید عملکرد نیاکانمان، بلکه از نگاهی راست و ژرف‌بینانه بنگریم. تا هم خود را در گذشته محبوس ننماییم هم اینکه بتوانیم با درسهایی از تجربیات نیاکانمان راهی درست فراراه آینده فراهم آوریم.

دوم : ارج نهیم به استادان و پژوهشگرانی است که زندگی علمیشان را به رشته‌های مرتبط با فرهنگ ایرانی و زرتشتی در دانشگاههای معتبر تخصیص داده‌اند. ایشان باید بتوانند در نهایت آزادی اندیشه، پژوهشهای خود را به خصوص در جامعه زرتشتی در اختیار مردم قرار دهند.

سوم : این طبیعی است که نظرات افراد به خصوص متخصصین حوزه علوم اجتماعی و دینی در بسیاری از موارد متفاوت است. شاید زنده کردن سنت پیکار، که در اصل نوعی مناظره‌های دینی بین افراد مطلع و موبدان بوده راهگشای باارزشی باشد البته به شرط آنکه این مناظره‌ها در حضور مردم باشد نه پشت درهای بسته. چرا که از یکسو باعث بالارفتن آگاهی جامعه شده که یکی از اهداف پایه‌ای فرهنگ زرتشتی است دیگر اینکه امروزه با افزایش نسبی آگاهی اقشار مختلف جامعه به نوعی تکیه تصمیم‌گیریهای جوامع پیشرو خردجمعی گردیده است و ما نیز که بر پایه آموزه‌های اشوزرتشت از پیشگامان این دیدگاه بوده‌ایم نباید از پیشرفت زمانه عقب بمانیم.

چهارم : شاید مهمترین مشکلی که می‌تواند جلوی آزاداندیشی دینی را بگیرد نگاههای متعصبانه و البته همراه با دلسوزی از جانب ما موبدان است که گاهی فکر می‌کنیم تنها پاسداران فرهنگ زرتشتی هستیم و وظیفه داریم تا با جلوگیری از بیان دیدگاههای مختلف دینی از کج‌فهمی و گیجی بهدینان و در نهایت ناهمازوری جامعه زرتشتی جلوگیری نماییم. با یک نگاه ژرف متوجه می‌شویم که این دیدگاه از این ذهنیت برگرفته شده که افراد جامعه را ناآگاه فرض می‌کنیم عامه‌ای که امکان تشخیص را ندارند و این درست بر خلاف اندیشه اشوزرتشت است. این اندیشه در نهایت منجر به شکل‌گیری تفکری می شود که افراد جامعه را در حوزه دین به دو گروه خاص و عام تعریف می کند و اتفاقا در دوره‌ای تاریخی از دین زرتشتی در زمان ساسانیان که چنین اندیشه‌هایی حاکم بود ما شاهد شکل‌گیری چاشته‌های(فرقه‌های فقهی) مختلفی بودیم. که حداقل نام سه گروه از ایشان در معدود کتابهای باقیمانده از آن دوران باقیست. چاشته‌هایی که موبدن هر گروه از ایشان به احتمال زیاد در یکی از سه آتشکده بزرگ ایران مستقر بودند. هر چاشته از ایشان احکام خاص خود را برای پیروانشان تعریف می‌کردند. حتی در کتابهای احکام باقیمانده از آن دوران نظیر «شایست ناشایست» به روشنی این جدایی و ناهمازوری دیده می‌شود.

نهایت سخن اینکه از آموزه‌های اشوزرتشت در گاتها این چنین برمی آید که تنها جامعه‌ای که بر پایه‌های آزاداندیشی حرکت نماید می‌تواند در نهایت در مسیر راستی که تنها راه در جهان است قرار گرفته و به پیش رود و تنها اینگونه است که می‌توانیم به همازوری واقعی در جامعه زرتشتی دست یابیم.

 

درباره ی سپندارمزد

همچنین ببینید

اخلاق برتر است یا قانون ؟

سخن سردبیر مجله فروهر – شماره ۴۶۶ موبد پدرام سروش‌پور   اخلاق و قانون مفاهیمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *